ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده، وسلی کلارک، یکشنبه هشدار داد که ایران برای دههها جنگ با ایالات متحده را آرزو داشته است — و لغزش ترامپ ممکن است برتری در این درگیری را به ایران داده باشد.
با ورود جنگ به هفته هفتم، مذاکرات رو در رو در پاکستان در شب شنبه به توافق نرسید. با بقای نیروهای آمریکایی مستقر و آماده باش بالای ایران، جنگ تیراندازی تا حد زیادی متوقف شده است — با این حال مرحله دیپلماتیک تعیینکننده خواهد بود.

کلارک در USA Today نوشت: "مذاکرات نتایج، قابلیتها و اراده هر طرف را منعکس خواهد کرد."
"این جایی است که جنگ برنده یا بازنده خواهد شد."
ژنرال بازنشسته هشدار داد که علیرغم تحمل ضررهای قابل توجه کمپین هوایی، ایران از موقعیت قدرت قابل توجهی به مذاکرات نزدیک میشود — احتمالاً برتر از ایالات متحده.
این مزیت ناشی از آمادهسازی استراتژیک دقیق در طول سالها است.
او نوشت: "ایران سالها تاکتیکها و قابلیتهای ایالات متحده را مطالعه کرده و خود را برای مقابله با جنگی که اجتنابناپذیر و حتی مطلوب میدانست، آماده کرده است."
با ارزیابی آسیبپذیریهای آمریکایی در سطح استراتژیک، ایران سلاحها و تاکتیکهایی را توسعه داد که به طور خاص برای بهرهبرداری از آنها طراحی شده بودند.
او نوشت که ایران دکترین نظامی آمریکا را به طور بنیادی درک کرد. با درک اینکه "ایالات متحده از سلاحهای نسبتاً کمی استفاده میکند که بسیار گران هستند و به دنبال جنگهای کوتاه با تلفات محدود است"، ایران خود را برای درگیری طولانی در قلمرو داخلی آماده کرد، قادر به وارد آوردن ضررهای ویرانگر علیه نیروهای زمینی.
به طور همزمان، ایران دریافت که "ایالات متحده به کشورهای خلیج فارس، مانند امارات متحده عربی و قطر، قول حمایت داده بود"، و حملات علیه این کشورها را برای مختل کردن عملیات و اعتبار آمریکا آماده کرد.
درسهای تاریخی به همان اندازه ارزشمند بودند. ایران از "جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ میلادی آموخت که کنترل تنگه هرمز یکی از قدرتمندترین سلاحهای استراتژیک در جهان است"، و متعاقباً دفاعهای چندلایه را در سراسر آبراه ساخت.
با پذیرش قابلیتهای برتر آمریکایی، ایران با چین همکاری کرد تا توسعه موشکهای بالستیک و کروز را تسریع کند و هم برد و هم نفوذ دفاعی را افزایش دهد. این کشور بیش از دو دوجین شهر موشکی زیرزمینی ساخت و تأسیسات تولید و ذخیرهسازی را فراتر از دسترس بمبهای متعارف قرار داد.
کلارک نوشت که استقرار سلاحهای ایرانی استراتژی پیچیدهای را منعکس کرد. این کشور "ابتدا با قدیمیترین سلاحهای خود حمله کرد و بهترین موشکهای خود را نگه داشت تا زمانی که اسرائیل و کشورهای خلیج مجبور به جیرهبندی دقیق موشکهای رهگیر شدند."
ژنرال هشدار داد که ایران در حال حاضر به طور بالقوه نیمی از موجودی موشکهای قبل از جنگ خود را در اختیار دارد و "ذخایر کافی از موشکها و پهپادها برای ادامه حملات خود برای ماههای متمادی با نرخ هزینه فعلی" حفظ میکند. سیستمهای ضد کشتی آن که توسط نیروهای حوثی در طی سه سال آزمایش شدهاند، بسیار مؤثر باقی ماندهاند. ساختارهای فرماندهی و کنترل توزیع شده، تداوم عملیاتی را علیرغم آسیب به مقر مرکزی تضمین میکنند و مقامات استانی قابلیتهای حمله مستقل را حفظ میکنند.
کلارک افزود که حمایت خارجی به طور قابل توجهی دست ایران را تقویت میکند. "اطلاعات روسیه و تصاویر ماهوارهای چین به سازمانهای ایران مکانهای هدف دقیق و نسبتاً به موقع دادهاند. روسیه و چین به تحویل تجهیزات نظامی و مواد شیمیایی به ایران ادامه میدهند."
ایالات متحده یک استراتژی متعارف را دنبال کرد. پنتاگون فناوریهای آشنای رادارگریز و "حمله دقیق" را علیه اهداف ایرانی به کار گرفت، تاکتیکهایی که ایران از سال ۱۹۹۱ میلادی و اخیراً در درگیری ژوئن مشاهده کرده بود. با این حال، "وقتی حملات اولیه به پدافند هوایی ایران، رهبری و اهداف نظامی قابل دسترس نتوانستند به ضربه فنی اولیه دست یابند، ایالات متحده به دلیل نیازهای حیاتی مهمات، محدودیتهای زمانی در استقرار، بیمیلی به تحمل تلفات و چالشهای سیاسی فزاینده در یک سال انتخاباتی — درست همانطور که ایران پیشبینی کرده بود، شروع به جستجوی خروج کرد." نیروی هوایی آمریکا نتوانست مزیت استراتژیک تعیینکننده را به اندازه کافی سریع ایجاد کند.
مذاکرات اکنون دستیابی به تمام اهداف باقیمانده ایالات متحده را تعیین میکنند. کلارک نوشت سؤالات اساسی باقی میمانند: "آیا ایران مواد هستهای خود را رها میکند و با غنیسازی محدود یا بدون غنیسازی که توسط بازرسیها اجرا میشود، موافقت میکند؟ آیا ایران محدودیتهای برنامههای موشکی و پهپادی خود را میپذیرد؟ آیا ایران 'محور مقاومت' خود را منحل میکند و حمایت از حزبالله را متوقف میکند؟ آیا ایران تنگه هرمز را به طور کامل برای عبور آزاد همه باز میکند؟"
مذاکرهکنندگان آمریکایی با "مجموعه اهداف کاملاً مخالف ایران که شامل خروج نیروهای ایالات متحده از منطقه، تضمین عدم حمله بیشتر به ایران، پایان دادن به همه تحریمها، پرداخت غرامت جنگی و غیره است" مواجه هستند. ایران در حال آمادهسازی کنترل دائمی بر تنگه است.
"نتیجه به مهارت مذاکرهکنندگان و اهرمی که میتوانند بیاورند بستگی دارد."
کلارک نوشت که اگرچه به عنوان پایان دو هفتهای خصومتها اعلام شد، "آتشبس احتمالاً تمدید خواهد شد، و این اهرم بیشتری به ایران میدهد."
"بسته شدن تنگه چیزی قدرتمندتر حتی از باجخواهی هستهای را به ایران داده است و ایرانیها از آن استفاده میکنند."
"... واشنگتن باید از موقعیت قویتری مذاکره کند. برای 'رفتن به منبع' باید با متحدان خود هماهنگ شویم، حمایت عمومی و صبر را در داخل کسب کنیم و مهلتی برای مذاکرات تعیین کنیم. بدون تأخیر. در حالی که صحبت میکنیم، باید آماده باشیم کمپین هوایی را از سر بگیریم، شاید با برخی تاکتیکهای جدید و مهمتر از همه، با متحدان خود آماده شویم تا تنگه هرمز را با زور باز کنیم.
"آیا قبل از پایان این موضوع نبرد بیشتری خواهد بود؟ تقریباً مطمئناً."


