چهرهای بلندقامت و پهنشانه در کنار زمین، در حالی که تیمهای بسکتبال جوانان در آرنای سبو گرموسرد میکردند، کمتر توجهی را به خود جلب میکرد.
با جین و یک پیراهن ساده سفید، داشت گوشیاش را اسکرول میکرد و به پیامها پاسخ میداد. در پسزمینه محو شده بود، تقریباً نامرئی — چیزی که از یک مرد درشتهیکل ۲۰۶ سانتیمتری انتظار نمیرفت.
استیو آکومو، چهره ساکتی که پشت تخته بسکتبال ایستاده بود و زمانی ورزشکار-دانشجوی خارجی تیم UST Growling Tigers بود، گفت: «الان در سایه هستم. دوست دارم ببینم بچهها به رویاهایشان میرسند. میخواهم الهامبخش آنها باشم، بهخصوص در دنبال کردن آن رویاها.»
امروز کمتر کسی او را میشناسد. حضورش آرام است. اما تقریباً یک دهه پیش، آکومو اصلاً اینطور نبود.
او استعداد ارزشمندی در سبو بود، سنتر مسلطی برای دانشگاه ویساياس، تیمی که او را به سه فینال CESAFI و یک قهرمانی رساند. آکومو در سال ۲۰۱۲ در سن ۱۷ سالگی از کامرون به فیلیپین آمد تا رویاهای بسکتبالش را دنبال کند و سرانجام راهش را به UST باز کرد، جایی که در دوران اوج بازیکنان خارجی، از جمله بن مبالا ستاره لاسال، تبدیل به استعدادی شد که همه میخواستند تماشایش کنند.
سپس، همه چیز در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ (۳۱ شهریور ۱۳۹۷) تغییر کرد.
در بازی برابر آدامسون سوارینگ فالکونز، آکومو به سمت سبد حرکت کرد و با همتای خارجیاش پاپی سار برخورد کرد و سرش به شانه حریف خورد. در بازی ماند و حتی پرتاب آزادهای بهدستآمدهاش را انجام داد، بدون اینکه بداند واقعاً چه بهایی پرداخت کرده است.
آکومو آن بازی را به پایان رساند و هفته بعد نیز برابر آتنئو بلو ایگلز بازی کرد. کمی بعد، حالش بدتر شد.
به لخته خون مغزی تشخیص داده شد، وضعیتی که در آن لخته جریان خون به مغز را مسدود میکند و میتواند آسیب جدی ایجاد کند.
در ابتدا، علائم با مسمومیت غذایی اشتباه گرفته شد. استفراغ مداوم و سردردهای شدید داشت، اما علت اصلی تا چند روز مشخص نبود.
آکومو گفت: «چهار روز بعد از ظهور علائم بود که به بیمارستان رفتم. مستقیم به اورژانس رفتم. آنجا بود که فهمیدند لخته خون دارم. در آن چهار روز، نمیتوانستیم بفهمیم مشکل اصلی چیست. به آنها گفتم: 'حالم خوب نیست. مدام استفراغ میکنم. اگر چیزی پیدا نمیکنید، فقط میروم خانه.'»
او افزود: «خدا را شکر میکنم که فقط علائم ظاهر شدند. بیشتر اوقات، مردم طبق آنچه دکتر به من گفت، بلافاصله از آن میمیرند. دکتر گفت نعمتی بود که ورزشکار بودم، که از نظر جسمی فعال بودم، چون شانس بهتری برای زنده ماندن به من داد.»
آکومو میدانست در موقعیت منحصربهفردی قرار دارد. با هر آسیبی که یک ورزشکار معمولاً در طول حرفهاش یا حتی در طول زندگیاش متحمل میشود فرق داشت. برای او، این بیشتر یک نبرد ذهنی بود تا جسمی.
آکومو درباره لخته خون گفت: «مثل این است که ۱۰۰٪ کنترل شما را در دست بگیرد. مثل آسیب ACL نیست. مثل پارگی MCL یا شکستگی نیست. این کاملاً متفاوت است. این مغز شماست.»
«یک فرآیند طولانی بود چون هرگز تسلیم نشدم. همیشه به خودم میگفتم بهتر خواهم شد؛ بهتر خواهم شد. فقط باید مثبت باشید. لازم نیست بشنوید دیگران درباره شما چه میگویند.»
UST پس از این حادثه تصمیم گرفت دیگر او را به میدان نفرستد. یک سال بعد، در ۲۰۱۹، گروالینگ تایگرز با یک بازیکن خارجی متفاوت برای اولین بار در چهار سال به فینال UAAP رسید.
آن تیم سولمان چابی یو از بنین را داشت که جایزه ارزشمندترین بازیکن را برد، در کنار ستارگان در حال ظهور رنز آباندو، مارک نونوی، سیجی کانسینو، و کهنهکار رنزو سوبیدو. آکومو قبل از بروز وضعیتش در تمرینات و بازیهای تمرینی با آنها بازی کرد.
آنها زیر نظر آلدین آیو تمرین میکردند که در سال ۲۰۱۸ پس از از دست دادن آکومو برنامه را تثبیت کرد و تیم را در فصل بعدی به یک رقیب جدی تبدیل کرد.
آکومو از کنار زمین نگاه کرد که UST به ارتفاعاتی رسید که او هرگز فرصت تجربه آنها را نداشت. او فاش کرد که پس از دوران دانشگاهیاش پیشنهادی برای بازی حرفهای در اسپانیا داشت، فرصتی که پس از تشخیص بیماریاش از دست رفت.
تنها دو ماه پس از بستری شدن، آکومو به زمین برگشت. او معتقد بود که صرف لمس کردن یک توپ بسکتبال میتواند به او کمک کند قدرتش را بازیابد.
به نوعی، همینطور شد. اما بیش از قدرت، چیز دیگری به او داد: امید.
او گفت: «الان حالم خوب است، اما قبلاً نبود. نمیدانستم میخواهم گریه کنم، غمگین باشم، یا سر اطرافیانم داد بزنم. نمیدانستم باید به کسی عصبانی باشم، حتی اگر میدانستم تقصیر آنها نیست.»
«در آن وضعیتی بودم که فقط میخواستم از همه چیز اطرافم متنفر باشم.»
سرانجام، آکومو دریافت که هیچ احساسی، حتی خشم از فرصتهای از دست رفته، به بهبودش کمک نمیکند.
او گفت: «در پایان روز، آنچه هست همان است که هست. اتفاق افتاد. فقط باید خودم را جمع میکردم و فکر میکردم بعد چه میشود.»
همه چیز به آرامی در دوران بهبودیاش بازگشت، اما آکومو روی یک هدف متمرکز ماند: بازگشت به اوج جسمانی.
دوباره در بسکتبال غرق شد، بازیها را تماشا کرد، به زمین برگشت و تمرینات را تکمیل کرد. در همین حال، تحصیلش را در UST به عنوان دانشجوی تربیتبدنی ادامه داد. در آن دوره، آکومو بیشتر دانشجو بود تا ورزشکار.
او گفت: «مصمم بودم همه کارها را انجام دهم»، و به دورانی اشاره کرد که هنوز تحت درمان و معاینات منظم در بیمارستان UST بود.
یک شب، آکومو کاملاً با واقعیتش روبرو شد و دریافت که به تغییری نیاز دارد. در حالی که هنوز هویت ورزشکار-دانشجو را با خود حمل میکرد، شروع کرد روی بازگشت دادن تمرکز کند و از دانش و فرصتهایی که در دانشگاه به دست آورده بود استفاده کند. اولویتش روشن بود: مدرکش را بگیرد.
او گفت: «تصمیم گرفتم در تلاش برای بازی کردن دوباره کندتر پیش بروم، چون به خدا گفتم: 'تو به من استعداد دادی. چیزی به من دادی که میتوانم به عنوان پلن B استفاده کنم.' این فرصتم بود تا از طریق مدرک تربیتبدنیام آنچه میدانم را به اشتراک بگذارم.»
«صادقانه بگویم، دلیل اینکه تغییر مسیر دادم این بود که بیش از حد به نسل جدید اهمیت میدادم.»
آکومو در ۲۰۲۲ مدرکش را گرفت و به طور مختصر به بسکتبال رقابتی بازگشت و نماینده شهر تالیسای، سبو، در مسابقات ملی بسکتبال ۳×۳ شد. بعداً به کامرون برگشت تا تأمل کند و مسیرش را دوباره ارزیابی کند.
وقتی به سبو بازگشت، مربیگری را انتخاب کرد.
یک کسبوکار آموزشی ساخت که بر پرورش بازیکنان جوان بسکتبال و راهنمایی آنها در بهبودی صحیح متمرکز بود و از هر دو پیشینه علمی و تجربه شخصیاش بهره میبرد. آکومو چندین گواهینامه به عنوان مربی قدرت و آمادگی جسمانی کارکردی کسب کرد که اکنون از آنها برای تمرین دادن ورزشکاران در سراسر سبو و استانهای مجاور در ویساياس استفاده میکند.
امروز، چندین برنامه مدرسهای او را به عنوان بخشی از کادر مربیگری خود آوردهاند. در کنار آن، به عنوان مربی شخصی قدرت کار میکند.
آکومو سبو را خانهاش کرده و با یک زن فیلیپینی ازدواج کرده است.
او گفت: «الان زندگیام را دوست دارم. با هر کاری که انجام میدهم، آن را دوست دارم. واقعاً عاشق بسکتبال هستم، اما آنچه الان انجام میدهم را هم دوست دارم. حس متفاوتی از بازی کردن دارد. الان میتوانم عمیقاً تدریس و مربیگری کنم.»
«میتوانم آنها را بازی کنند ببینم و بفهمم چه میگذرانند. سختیها را احساس کردهام. گفتگوهای دشوار داشتهام. میتوانم با آنها همدلی کنم.»
آن همدلی فراتر از زمین است. آکومو همیشه این را در اولویت قرار میدهد که ورزشکاران جوان را در چالشهای شخصی راهنمایی کند، چیزی که خیلی خوب میفهمد.
او گفت: «زندگی اینطور پیش میرود، پس چیزهای زیادی به آنها میگویم. به آنها یادآوری میکنم که منفیبافی را پایان همه چیز ندانند. اگر اتفاقی افتاد، آرام باشید چون همیشه یک راهحل وجود دارد.»
آکومو گفت برخی از بازیکنانی که به آنها کمک کرده، اکنون در UAAP و NCAA هستند.
«داستانم را با آنها به اشتراک میگذارم. فکر نمیکردم راهحلی برای لخته خونم پیدا کنم تا اینکه دکتر خبر خوش را به من داد که لخته دارد در کنار مغزم خشک میشود.»
در ۳۰ سالگی، با گذشتهاش کنار آمده و آن را نه به عنوان شکست، بلکه به عنوان درسی میبیند که مردی را که شده شکل داده است.
او به ویژه اشتیاق دارد به ورزشکاران جوان کمک کند ارزش تحصیل را بشناسند، چیزی که معتقد است بسیاری آن را بدیهی میگیرند. برای آکومو، بورسیه تحصیلی بیش از فرصتی برای بازی است؛ پایهای برای موفقیت بلندمدت است، صرفنظر از اینکه بسکتبال به کجا میرسد.
آکومو وقتی از نحوه برخوردش با بازیکنانی پرسیده شد که فرصتهای مقابلشان را نمیبینند، گفت: «به آنها میگویم: 'این چیزی است که باید انجام دهید، و باید از خودت مراقبت کنی. وقتی به آنجا رسیدی، یعنی توانا هستی. پس نسبت به خودت، تحصیلت و سلامتت مسئولیتپذیر باش.'»
رویکردش از تجربه شکل گرفته است. کسانی که زیر نظرش تمرین کردهاند، او را به عنوان یک غول ملایم توصیف میکنند که میداند چه زمانی باید سختگیر باشد.
آکومو خودش را مربی «عمیق» میبیند، کسی که رویکردی جامع و همدلانه به مربیگری دارد. با این حال، مثل هر مربی، تحمل کمی برای بهانهآوری دارد. بازیکنانش را تشویق میکند حاضر باشند، حتی وقتی کسی نگاه نمیکند، و بهخصوص زمانی که بیشترین اهمیت را دارد، درست مثل زمانی که خودش هر دریبل میتوانست آخرینش باشد.
برای آکومو، این یک گزینه جایگزین نیست.
او گفت: «این پلن B نیست. این فقط فصل دیگری است.»
«برنامههای زیادی دارم. در زمان مناسب آشکار خواهند شد. بزرگترین برنامهام این است که هر روز یاد بگیرم، به عنوان یک مرد رشد کنم. چون مردی که هر روز یاد نمیگیرد، مرد بیفایدهای است.»
«زندگی را کاملاً نمیفهمیم. میتواند غافلگیرتان کند و ممکن است در نهایت کاری انجام دهید که هرگز برای خودتان تصور نمیکردید.»
هرچند دیگر در کانون توجه نیست، آکومو عمیقاً مورد احترام است، بهخصوص کسانی که شاهد سفرش بودند.
بیش از افتخاراتش، این مقاومتش است که اکنون او را تعریف میکند. میخواهد نه فقط به عنوان یک بازیکن، بلکه به عنوان کسی که تحمل کرد، سازگار شد و مسیر جدیدی ساخت به خاطر سپرده شود.
او گفت: «هر روز سپاسگزار باشید. از چیزهای زیادی گذشتم، حتی بدتر از اینها، و هنوز اینجا هستم. خیلیها هرگز انتظار نداشتند دوباره مرا اینطور ببینند.»
«وقتی مردم مرا میبینند که راه میروم، میدوم، حتی میپرم، این چیزی درباره ذهنیتم میگوید. اگر باور داری که میتوانی، پس انجامش بده.» – Rappler.com


