باید تماشا کنید
فشار از سوی مردمی که به شدت ناراضی هستند، بر رئیسجمهور فردیناند مارکوس جونیور افزایش خواهد یافت تا مقصران را در بدترین رسوایی فساد که در چند دهه اخیر کشور را تحت تأثیر قرار داده، به زندان بفرستد. حدود 1.3 میلیارد دلار (79 میلیارد پزو) احتمالاً در پروژههای ارواح کنترل سیل و پروژههایی که به سختی تکمیل شدهاند (2016-2025) از دست رفته است، با 25٪ تا 70٪ از هزینه پروژه که به بازگشتی اختصاص یافته است.
مارکوس با سختترین سال خود تاکنون روبرو است. اقتصاد کند شده و رشد به پایینترین سطح چهار ساله رسیده، اعتماد عمومی فرسایش یافته و رتبههای تأیید رئیسجمهور سقوط کرده است. گفتگوها با ناامیدی و خشم همراه است که ماهیهای بزرگ — و نهنگها — هنوز پشت میلههای زندان نیستند، برخلاف وعده رئیسجمهور مبنی بر یک مهلت کریسمس.
معاون رئیسجمهور سارا دوترته در نظرسنجیها عملکرد بهتری دارد و از این آشفتگی سرمایه سیاسی کسب میکند. حامیان سرسخت دوترته کمپین اطلاعات نادرست خود را در رسانههای اجتماعی ادامه میدهند، مارکوس را مورد حمله قرار میدهند و مردم را فریب میدهند که دوترتهها از غارت کنترل سیل سود نبردهاند. این نادرست است. (میتوانید برخی از اخبار مربوط به دخالت آنها را اینجا و اینجا بخوانید.)
زمانی که مارکوس پیمانکاران برتر را که پروژههای کنترل سیل در سراسر کشور را در انحصار داشتند، افشا کرد، گفت که کاری "مخرب... برای تغییر کل سیستم" آغاز کرده است. این منجر به چیز بزرگی شد که او پیشبینی نکرده بود: کشف غارت بودجه، گناه اصلی. او در مورد غارت سیستماتیک بودجه ملی کشور سوت زد، ظاهراً بدون اینکه از وسعت آن، میزان دخالت بستگان و متحدان کلیدی خود — و اینکه در نهایت به درب خانه او منتهی خواهد شد — آگاه باشد.
مارکوس به عنوان مدیر ارشد، در نظارت بر یکپارچگی فرآیند بودجه دچار اشتباه بزرگی شد و در واقع، بر غارت گستاخانه منابع مالی کشور ریاست کرد.
آیا وزیر بودجه او، آمنه پانگاندامان، در این امر دست داشت؟ دفتر او برنامه هزینه ملی (NEP)، که بودجه رئیسجمهور نیز نامیده میشود، را تهیه کرد، اما او بخشهای عظیم برداشت شده و منحرف شده به پروژههای کنترل سیل را علامتگذاری نکرد. چگونه میتوانست کاهشهای عظیم از NEP را که در سال 2023 به 395 میلیارد پزو رسید، در سال 2024 به 564.5 میلیارد پزو افزایش یافت و در سال 2025 به 487 میلیارد پزو کاهش یافت، نادیده بگیرد؟ اینها دادههایی است که توسط وزیر سابق بودجه، فلورنسیو "بوچ" آباد بر اساس بررسی گزارشهای کنفرانس کمیته دو مجلسی موجود ارائه شده است.
اینها را جمع کنید و در طول سه سال اول مارکوس در دفتر ریاست جمهوری، قانونگذاران از هر دو مجلس کنگره مجموعاً 1.4 تریلیون پزو از پای را برش دادند و اینها را به برنامههای مختلف — عمدتاً کنترل سیل — و آژانسها منتقل کردند، که وزارت کارهای عمومی و بزرگراهها (DPWH) بیشترین را دریافت کرد. آباد این و سایر یافتهها را در سخنرانی که در مدرسه حکومتی آتنئو ارائه داد، به اشتراک گذاشت.
این الگوی ظاهر شده است: کاهشها و انحرافها توسط یک کمیته دو مجلسی انجام شد، گروهی از سناتورها و نمایندگان مجلس که نسخههای هر دو مجلس از لایحه اعتبارات عمومی — NEP، همانطور که در کنگره ثبت شده — را در یک فرآیند مبهم مخفی از مردم، هماهنگ میکنند. میلیاردها پزو از پروژههای کمک خارجی (صندوق همتای فیلیپین برای پروژههای تأیید شده)؛ صندوق بازنشستگی و تضمین پرسنل نظامی و یونیفرم پوش؛ صندوق پرسنلی و مزایای متفرقه که همه آژانسهای دولتی را پوشش میدهد؛ Philhealth؛ نوسازی نیروهای مسلح فیلیپین؛ و صندوق ملی کاهش و مدیریت ریسک بلایا — گرفته شد و به پورک خود منتقل شد: کنترل سیل و آژانس مورد علاقه آنها، DPWH.
آباد گفت این "طرح جدیدی از غارت منابع مالی عمومی از طریق فرآیند قانونگذاری بودجه با کمیته کنفرانس دو مجلسی لایهای به عنوان تولیدکننده اصلی پورک" است.
سنا و مجلس نمایندگان (HOR) میلیاردها به خودشان دادند و دفتر رئیسجمهور (OP) نیز همینطور، بودجههای خود را در مقایسه با سال 2016، به میزان 458٪ (OP)، سنا 275٪ و HOR 380٪ افزایش دادند.
برنامههای کمک مالی به شدت تأمین مالی شدند، از طریق وزارت رفاه و توسعه اجتماعی (DSWD)، وزارت کار و اشتغال و وزارت بهداشت. اشکال مختلف ayuda، راههای حمایت سیاسی، با این مخففهای سنگین پوشیده شدند: AICS یا کمک به افراد در موقعیتهای بحرانی، AKAP یا Ayuda para sa Kapos ang Kita)، MAIFIP یا کمک پزشکی به بیماران بیبضاعت و ناتوان مالی، و TUPAD یا Tulong Panghanapbuhay sa Ating Disadvantaged/Displaced Workers.
آباد گفت همه اینها از نظر حجم منابع مالی عمومی درگیر بیسابقه است و مشارکت مقامات عالیرتبه که در نهایت از پستهای خود استعفا دادند — رئیس سابق مارتین رومالدز (او همچنان عضو کنگره است)، نماینده سابق کنگره و رئیس کمیته قدرتمند اعتبارات زالدی کو، وزیر DPWH مانوئل بونوآن، وزیر اجرایی لوکاس برسامین و پانگاندامان.
برای بازیابی اعتماد عمومی، مارکوس باید دو کار را انجام دهد: مقصران را پاسخگو کند، به ویژه مقامات عالیرتبه، و اصلاحات را نهادینه کند تا فرآیند بودجه شفاف شود و نظارت بر آن تقویت شود. وظیفهای که او برای خود تعیین کرده است، انجام "جراحی بزرگ... برای برداشتن یک سرطان"، چیزی کمتر از این را طلب نمیکند.
تاکنون، دو پیمانکار و هشت مقام DPWH دستگیر شدهاند و محاکمه میشوند. هیچ مقام منتخب یا عضو سابق کابینه پشت میلههای زندان نیست.
مارکوس محدود به نظر میرسد زیرا سایه پسر عموی اول او، رومالدز — که تحت نظارت او غارت بودجه اتفاق افتاد — بر او سنگینی میکند. مارکوس گفت که میخواهد سیستمی را که فساد در مقیاس بزرگ را ممکن کرده است، از بین ببرد، سیستمی که او در رأس آن بود. در این فرآیند، او غرق شد، در حالی که با بیمجازاتی که پسر عموی و متحدانش خزانههای عمومی را غارت کردند، مواجه است.
علاوه بر این، نماینده کنگره ساندرو مارکوس، پسر رئیسجمهور، و رومالدز بیشترین سود را از "allocables" با صدای ناخوشایند یا پورک جدید از DPWH بردند.
در حوزه اصلاحات، مارکوس فرصتی دارد تا با گروههای جامعه مدنی که به دقت مذاکرات دو مجلسی را نظارت کردهاند، درگیر شود. آنها خواستار ایجاد "سرور شفافیت بودجه باز" که قابل دسترسی برای عموم باشد و گنجاندن کمیتههای چند بخشی برای بررسی بودجه 2027 در مرحله تهیه شدهاند.
زنگهای خطر
این فاجعه ساخته دست بشر، یک نور خیرهکننده بر رهبری ضعیف مارکوس انداخته است. او لحن را برای یک دولت تمیز و آگاه از فساد تعیین نکرد، زیرا خودش بر زمین اخلاقی پایینی ایستاده است، که توسط شهرت پدر فقیدش تیره شده است.
علاوه بر این، او از جزئیات حکومتداری جدا است. به نظر میرسد رئیسجمهور از تغییرات عمده در مهمترین قانونی که از برنامههای دولتش حمایت میکند، بیاطلاع بوده است: بودجه. همانطور که خود مارکوس در یک سخنرانی صریح در دسامبر گذشته اعتراف کرد، خودش از "سوء استفاده و احساس استحقاق" که اتفاق افتاد، "شوکه" شده بود.
جنبه منفی دیگر این فاجعه این است: مارکوس که از مشکلات داخلی زخمی شده، حواسش پرت خواهد شد و توجهش از تجاوز مستمر چین در دریای غربی فیلیپین دور خواهد شد. چین، به احتمال زیاد، در این زمان که منطقه بیثباتتر شده است، با مداخله ایالات متحده در ونزوئلا که نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد را به هم میزند، فرصتی را حس خواهد کرد و همسایه غولپیکر ما را قادر میسازد تا طرحهای اتحاد مجدد خود را در تایوان دنبال کند.
این لحظه پر تنش زنگهای خطر را برای مارکوس که دو سال و نیم دیگر برای اصلاح این آشفتگی دارد، به صدا در میآورد. دیگر نمیتوان همانند گذشته عمل کرد. او باید هر کاری که میتواند انجام دهد تا به عدالت و اصلاحات نهادی که یکپارچگی فرآیند بودجه را بازیابی میکند، دست یابد. – Rappler.com


