همانطور که هوش مصنوعی نحوه عملکرد کسبوکارها، ایجاد محتوا و افزایش دیده شدن را تغییر میدهد، یک پارادوکس ظهور کرده است.
هرچه ظاهر قابل اعتماد شدن آسانتر میشود، مورد اعتماد واقع شدن سختتر میگردد.
در سال 1405، اقتدار دیگر از طریق ظاهرسازی، اتوماسیون یا تخصص ساختگی ایجاد نمیشود. بلکه از طریق اصالت ایجاد میشود - تمایل به حضور آشکار، ناقص و شجاعانه به عنوان یک انسان.
کارآفرینان کمی این تغییر را واضحتر از مارکو رابینسون نشان میدهند، که حرفه او شامل کسبوکارهای عضویتی میلیارد دلاری، تلویزیون در زمان اصلی پخش، انتشارات پرفروش و تولید فیلم جهانی است.
اصالت به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است
سالها، توصیه غالب در کسبوکار و برندسازی شخصی ظاهر بینقص بود: فیدهای دقیق، پیامرسانی کنترل شده و شخصیتهای مدیریت شده با دقت.
آن دوران در حال پایان یافتن است.
مخاطبان دیگر به کمال جذب نمیشوند - آنها به حضور جذب میشوند.
بنیانگذاران، رهبران و خالقانی که مایل به به اشتراک گذاری علنی تجربه زیسته خود هستند - از جمله از دست دادن، شکست، تفاوت عصبی، آسیب و نوسازی - در حال ایجاد سطوحی از اعتماد هستند که هیچ الگوریتمی نمیتواند تکرار کند.
اصالت به اقتدار فوقالعاده تبدیل شده است.
رمانتیک کردن نقصهایی که ما را انسان میکند
یکی از قدرتمندترین تغییرات در اقتصاد داستان مدرن، بازتعریف چیزهایی است که زمانی به عنوان نقاط ضعف دیده میشدند.
تفاوت عصبی. شدت عاطفی. مسیرهای شغلی غیرخطی. شکست عمومی. شروع دوباره.
به جای پنهان کردن این ویژگیها، تأثیرگذارترین رهبران آنها را رمانتیک میکنند - نه برای جلب توجه، بلکه برای طنیناندازی.
سفر خود رابینسون، که با بیخانمانی اولیه، ADHD و جدایی از سیستمهای سنتی مشخص شده، اکنون محور اقتدار او است تا یک یادداشت پایانی. آنچه زمانی از داستان برند ویرایش میشد، اکنون پایه آن شده است.
این آسیبپذیری به عنوان اجرا نیست.
این هویت به عنوان مدرک است.
چرا AI این تغییر را تسریع کرد
AI اصالت را نکشته است - بلکه فقدان آن را آشکار کرده است.
وقتی هرکسی میتواند در چند ثانیه محتوا، متن یا حتی رهبری فکری تولید کند، تمایزدهنده دیگر خروجی نیست. این است که چه کسی صحبت میکند و چرا مورد اعتماد است.
فناوری میتواند توزیع را مقیاسپذیر کند.
نمیتواند حقیقت زیسته را جعل کند.
همانطور که رابینسون در صنایع متعدد نشان داده است، کسبوکارهایی که امروز سریعترین رشد ترکیبی را دارند، کسانی هستند که سیستمهای پیشرفته را با داستانسرایی هدایت شده توسط انسان ترکیب میکنند، جایی که تجربه واقعی بنیانگذار به مرکز جاذبه برند تبدیل میشود.
از مقیاس تا معنا
مدتها قبل از اینکه اصالت مد شود، رابینسون سازمانهای عضویتی در مقیاس بزرگ را با اولویت دادن به جامعه، هویت و مشارکت بر رشد معاملهای ساخت.
همان فلسفه بعداً کار او را در تلویزیون شکل داد، جایی که سریال Channel 4 او Get a House for Free نتایج واقعی - خانههایی که به خانوادههای بیخانمان داده شد - را بر اپتیک ترجیح داد.
این به انتشارات ادامه یافت، جایی که مجموعه Start Over چندین کتاب پرفروش شماره 1 را تولید کرده است که نه بر اساس شهرت، بلکه بر اساس افراد عادی که شجاعانه داستانهای فوقالعاده از دست دادن و نوسازی را به اشتراک میگذارند.
نخ مشترک فرمت نیست.
معنا است.
ظهور اقتصاد شجاعت
در سال 1405، دیده شدن بدون شجاعت توخالی به نظر میرسد.
رهبرانی که اکنون توجه را به دست میآورند کسانی نیستند که بهترین قیفها یا بیشترین اتوماسیون را دارند - بلکه کسانی هستند که مایلند در عمومی به عنوان خودشان بایستند، بدون فیلتر، سلب مسئولیت یا ماسک.
این شجاعت ایجاد میکند:
- اعتماد عمیقتر
- شکلگیری سریعتر جامعه
- ارزش طول عمر بالاتر
- ارتباط فرهنگی قویتر
اصالت دیگر قدرت نرم نیست.
قدرت استراتژیک است.
این برای رهبران کسبوکار به چه معناست
نسل بعدی اقتدار توسط کسانی که پشت برندها پنهان میشوند ساخته نخواهد شد، بلکه توسط کسانی که مایلند خود برند باشند - به طور شفاف، مداوم و انسانی.
آینده متعلق به رهبرانی است که درک میکنند:
- اصالت سریعتر از بهینهسازی ترکیب میشود
- داستان از چرخش بهتر عمل میکند
- و اعتماد ارزشمندترین دارایی در اقتصاد اشباع شده از AI است
در دنیایی که فناوری میتواند تقریباً هر چیزی را شبیهسازی کند، واقعی بودن به نادرترین و ارزشمندترین سیگنال تبدیل شده است.
و به همین دلیل است که اصالت دیگر اختیاری نیست - پایه اقتدار مدرن است.
میتوانید در اینستاگرام او به مارکو پیام بفرستید:
https://www.instagram.com/marcorobinsonnow?igsh=bTJrOWM4bnlqY2d5

