شما با یک زنگ هشدار گوشی بیدار میشوید که مانند یک هشدار به نظر میرسد. حتی قبل از اینکه بنشینید، پورتال کلاس خود را بررسی میکنید. سپس چت کاری خود را. سپس تقویم خود را. به خودتان میگویید که این فقط یک "اسکن سریع" است.
اما آن اسکن سریع به پانزده تب در مغز شما تبدیل میشود.

اگر در حین تحصیل کار میکنید، قبلاً این حس را میشناسید. زندگی شما به برنامهها، ضربالاجلها، شیفتها، آزمونها، گروههای چت، صفهای تیکت، رشتههای ایمیل و درخواستهای تصادفی "میتوانی این کار را سریع انجام دهی" که هرگز واقعاً سریع نیست، تقسیم شده است. فناوری قرار است همه اینها را روانتر کند. گاهی اوقات این کار را میکند. اما همچنین همه چیز را دنبال شما میکند.
و وقتی همه چیز شما را دنبال میکند، استراحت دیگر مانند استراحت احساس نمیشود.
این هزینه پنهان بهرهوری مدرن است. نه پول. توجه. خواب. خلق و خو. این حس که هرگز کاملاً از وظیفه خارج نیستید.
مشکل تار شدن مرزها (یا چرا مغز شما هرگز خاموش نمیشود)
دانشجویان شاغل به طور همزمان با دو دنیا سر و کار دارند، به علاوه لایه دیجیتال که اطراف هر دو پیچیده شده است.
پلتفرمهای مدرسه یادآورهای مداوم ارسال میکنند. ابزارهای کاری نیز همین کار را انجام میدهند. این فقط حجم وظایف نیست. این روشی است که پلتفرمها هر وظیفه را به یک اعلان تبدیل میکنند و هر اعلان را به یک وقفه ذهنی کوچک که باقی میماند.
حتی وقتی پیام را باز نمیکنید، هنوز آن را "دریافت" میکنید. سیستم عصبی شما آن را به عنوان کار ناتمام ثبت میکند. آن احساس انباشته میشود. شما شروع به حمل خرده استرس در تمام روز میکنید، مانند پول خرد در جیبهای خود. در ابتدا سنگین نیست. سپس ناگهان تحت فشار قرار میگیرید.
اینجا قسمت عجیب است. بسیاری از مردم زمانی که "سیستمهای خوب" دارند، استرس بیشتری احساس میکنند. داشبوردهای بیشتر. ردیابهای بیشتر. هشدارهای بیشتر. اپلیکیشنهای بیشتر. به نظر سازماندهی شده است، اما میتواند یک حس مداوم از نظارت ایجاد کند.
- شما همیشه خودتان را اندازهگیری میکنید
- شما همیشه از چیزی عقب هستید
- شما همیشه برای کسی در دسترس هستید
و حتی اگر هیچکس آن را مطالبه نمیکند، ابزارها آرام پیشنهاد میکنند که باید باشید.
مالیات "همیشه در دسترس بودن"
پلتفرمهای محل کار برای سرعت ساخته شدهاند. این هدف است. Slack، Teams، Gmail، Notion، Asana، Jira، Trello و تمام نسخههای مشابه. آنها کار را در حال حرکت نگه میدارند. اما وقتی شما همچنین دانشجو هستید، میتوانند باعث شوند مغز شما مانند یک راهرویی با درهایی که مدام باز میشوند احساس کند.
شما به مدیر خود پاسخ میدهید. سپس تکلیف خود را به یاد میآورید. سپس یک پست کلاسی را میبینید. سپس به شیفت فردای خود فکر میکنید. سپس اپلیکیشن بانکی خود را بررسی میکنید. سپس متوجه میشوید که ساعت 01:12 صبح است.
و شما هنوز هوشیار هستید.
فرسودگی همیشه نمایشی نیست
بسیاری از مردم فرسودگی را به عنوان یک فروپاشی تصور میکنند. گریه کردن پشت میزتان. تماس گرفتن به دلیل بیماری برای یک هفته. رها کردن همه چیز. گاهی اوقات اینطور است.
اما برای دانشجویان شاغل، فرسودگی اغلب به عنوان تغییرات کوچکتر و آرامتری ظاهر میشود که شما آن را به عنوان "عادی" کنار میگذارید.
شما شروع به احساس بیحسی در مورد چیزهایی که قبلاً به آنها اهمیت میدادید میکنید. چیزهای ساده را فراموش میکنید. از سوالات کوچک آزرده میشوید. فشار میآورید، سپس سقوط میکنید، سپس دوباره فشار میآورید. از کافئین و فوریت زندگی میکنید. به خود میگویید که هفته آینده "جبران" خواهید کرد، حتی اگر هفته آینده قبلاً پر است.
فرسودگی فقط خستگی نیست. این همچنین کاهش ظرفیت است. توجه شما لکهدار میشود. حافظه شما لغزش میکند. احساس خنثی عاطفی میکنید، یا ناگهان بیش از حد واکنش نشان میدهید. هنوز عملکرد دارید، اما همه چیز هزینه بیشتری دارد.
و فناوری میتواند آن را پنهان کند، که دشوار است. شما هنوز میتوانید چیزها را به موقع ارسال کنید. شما هنوز میتوانید سبز آنلاین نشان دهید. شما هنوز میتوانید پاسخ دهید. از بیرون، خوب به نظر میرسید. در داخل، احساس میکنید مانند تلفنی که در حالت انرژی کم گیر کرده است.
زمانی که "بهرهور بودن" به یک استراتژی مقابله تبدیل میشود
اینجا یک تضاد خفیف است که هنوز درست است. بهرهوری میتواند به شما کمک کند احساس امنیت کنید. همچنین میتواند به شما آسیب برساند.
بررسی لیست وظایف شما میتواند شما را آرام کند زیرا ساختار میدهد. اما اگر آن را ده بار در ساعت بررسی میکنید، به یک اجبار تبدیل میشود. همینطور با تازهسازی ایمیل، پورتالهای نمره، ردیابهای زمان، حتی اپلیکیشنهای تناسب اندام. آنها به شما این توهم را میدهند که در کنترل هستید. در همین حال، بدن شما در حالت هشدار گیر کرده است.
به همین دلیل است که فرسودگی و اضطراب اغلب برای دانشجویان شاغل با هم سفر میکنند. شما فقط کارهای زیادی برای انجام دادن ندارید. شما همچنین چیزهای زیادی برای نظارت دارید.
اضطراب، اما به روشی عملی و مدرن
برای بسیاری از مردم، اضطراب یک احساس واحد نیست. این یک وضعیت سیستمی است.
این حس است که چیزی در انتظار است. که چیزی اشتباه خواهد شد. که شما یک پیام از دست رفته با یک مشکل فاصله دارید. که باید قبل از ظاهر شدن، برای تقاضای بعدی آماده شوید.
کلاسهای آنلاین میتوانند یک نوع خاص از اضطراب را اضافه کنند: عدم قطعیت آرام. اگر از راه دور هستید، نشانههای اجتماعی کمتری دریافت میکنید. همیشه نمیدانید چگونه پیش میروید تا زمانی که یک نمره ظاهر شود. نمیدانید معلم چه فکری میکند. نمیدانید همکلاسیهای شما چگونه مدیریت میکنند. میتوانید احساس تنهایی کنید، حتی در حالی که "متصل" هستید.
پلتفرمهای کاری نوع دیگری را اضافه میکنند: حس فوریت. پیامها سریع میآیند. لحن سخت است که بخوانید. مردم انتظار پاسخهای سریع دارند. میتوانید شروع به خواندن همه چیز به عنوان فشار کنید.
و سپس لایه عملکرد وجود دارد. اگر هم کار و هم مدرسه را با هم انجام میدهید، ممکن است احساس کنید که باید ثابت کنید در هر دو مواکب هستید. آن فشار شما را به اسکن مداوم، بررسی مداوم، تنظیم مداوم سوق میدهد.
اینجا موضوع است. مغز شما برای زندگی در داخل یک فید ساخته نشده است.
مشکل خوابی که مدام با آن چانهزنی میکنید
از دست دادن خواب فقط در مورد خسته بودن نیست. نحوه فکر و احساس شما را تغییر میدهد.
وقتی از خواب محروم هستید، تحمل شما کاهش مییابد. واکنشیتر میشوید. پیامها را منفیتر میخوانید. بیشتر تعلل میکنید زیرا وظایف سنگینتر احساس میشوند. آسایش سریع را هوس میکنید: تنقلات، اسکرول، نیکوتین، الکل، یا هر چیزی که به سرعت لبه را بردارد.
و پشته فناوری خواب را قابل مذاکره میکند. "میتوانم سخنرانی را بعداً با سرعت 2x تماشا کنم." "میتوانم آن پیام را در رختخواب پاسخ دهم." "آزمون را بعد از این یک اپیزود انجام میدهم." همیشه میتوانید آن را فشار دهید، بنابراین این کار را میکنید.
سپس روز بعد، با اضطراب، مه و تمرکز بدتر برای آن هزینه میپردازید. که به این معنی است که به زمان بیشتری برای اتمام وظایف نیاز دارید. که به این معنی است که دوباره خواب را فشار میدهید.
آن حلقه رایج است. و بیرحمانه است.
زمانی که مقابله به خودمداوایی تبدیل میشود (و هیچکس آن را اینطور نمینامد)
همه کسانی که با استرس دست و پنجه نرم میکنند، به مواد روی نمیآورند. اما دانشجویان شاغل یک پروفایل خطر منحصر به فرد دارند به دلیل فشار، دسترسی، به علاوه فرهنگ "ادامه دادن".
خودمداوایی همیشه شبیه "پارتی" نیست. گاهی اوقات شبیه استفاده از چیزی برای خوابیدن، استفاده از چیزی برای بیدار شدن، استفاده از چیزی برای احساس عادی، استفاده از چیزی برای متوقف کردن افکار شما است.
میتوانید ببینید چگونه اتفاق میافتد. خسته هستید، اما مغز شما ساکت نمیشود. مضطرب هستید، و باید برای یک شیفت حاضر شوید. عقب هستید، و الان به انرژی نیاز دارید. یک راهحل سریع به یک روتین تبدیل میشود. سپس روتین به یک وابستگی تبدیل میشود.
اگر متوجه شدید که برای عملکرد به مواد تکیه میکنید، ارزش آن را دارد که جدی بگیرید. حمایت میتواند بسته به شدت، ثبات و ایمنی متفاوت باشد. برخی از افراد به درمان روزانه ساختاریافته با نظارت بالینی نیاز دارند، به ویژه زمانی که علائم شدید هستند یا خطر عود بالا است. یک برنامه بستری جزئی میتواند بخشی از آن نوع مراقبت تشدیدی باشد زمانی که حمایت سرپایی کافی نیست، اما مراقبت کامل بستری لازم نیست.
نکته بزرگتر برچسبها نیست. کیفیت زندگی شماست. اگر ابزارهای مقابله شما شروع به کنترل شما کردهاند، زمان آن است که کمکی دریافت کنید که با آنچه واقعاً اتفاق میافتد مطابقت دارد، نه آنچه آرزو میکنید اتفاق بیفتد.
وسط نامرتب: درد با عملکرد بالا
بسیاری از مردم منتظر میمانند زیرا هنوز عملکرد دارند. هنوز قبول میشوند. هنوز شاغل هستند. هنوز "خوب" هستند.
اما سلامت روان فقط زمانی که چیزها فروپاشی میکنند اهمیت ندارد. اگر احساس میکنید که به سختی زندگی خود را با اپلیکیشنها، زنگهای هشدار و آدرنالین کنار هم نگه میدارید، آن یک سیگنال است. نه یک نقص شخصیتی. یک سیگنال.
برای برخی از افراد، حمایت شامل درمانی است که هم فشار سلامت روان و هم الگوهای مصرف مواد را به خصوص زمانی که این دو یکدیگر را تقویت میکنند، مورد توجه قرار میدهد. برنامههای درمان اعتیاد میتوانند زمانی که حلقه استرس به مصرف به استرس بخشی از هفته عادی شما شده است، مرتبط باشند.
و بله، میتواند عجیب باشد که حتی زمانی که "فقط مشغول" هستید، آن را در نظر بگیرید. اما مشغول بودن شما را از آسیب محافظت نمیکند. گاهی اوقات، مشغول بودن آن را پنهان میکند.
فناوری که استفاده میکنید شخصی که میشوید را شکل میدهد
نمایشی به نظر میرسد، اما واقعی است. ابزارها رفتار را شکل میدهند. رفتار هویت را شکل میدهد.
اگر تمام روز به اعلانها واکنش نشان میدهید، واکنشی میشوید. اگر تمام روز بهینهسازی میکنید، سختگیر میشوید. اگر تمام روز زمینهها را تغییر میدهید، حتی وقتی وقت آزاد دارید، برای حاضر ماندن مبارزه میکنید.
این فقط در مورد دامنه توجه نیست. این در مورد اینکه زندگی شما از داخل چگونه احساس میشود است.
بسیاری از دانشجویان شاغل همان چیز را توصیف میکنند: آنها لبههای تمیزی برای روزشان ندارند. هیچ کلید خاموش. هیچ "انجام شده". مدرسه به کار نفوذ میکند. کار به خواب نفوذ میکند. خواب به اسکرول نفوذ میکند. اسکرول به شرم نفوذ میکند. شرم به کار بیشتر نفوذ میکند.
فناوری فشار را ایجاد نکرد، اما فشار را قابل حمل میکند.
پس چه چیزی کمک میکند؟ نه شعارهای الهامبخش. تغییرات عملی در نحوه استفاده از پلتفرمها، به علاوه حمایت واقعی زمانی که سلامت روان شما در حال سقوط است.
یک چکلیست کوچک و واقعبینانه برای هفته شما
نه یک سیستم کامل. فقط چند چیز که تمایل دارند به افرادی که بیش از حد بارگذاری شدهاند کمک کنند:
- اعلانهای کاری را روی یک برنامه قرار دهید، نه یک پیشفرض
- پورتال کلاس خود را از صفحه اصلی خود دور نگه دارید
- از یک تقویم استفاده کنید، نه سه
- یک بلوک کوتاه روزانه را محافظت کنید که هیچکس نمیتواند به شما برسد
- اگر میتوانید، کار کردن در رختخواب را متوقف کنید
- با خواب به عنوان یک الزام رفتار کنید، نه یک پاداش
هیچیک از اینها همه چیز را برطرف نمیکند. اما تغییر مداومی را که مغز شما را میسوزاند کاهش میدهد.
اگر شما


