بخش عمدهای از توجه نهادی پیرامون همگرایی امور مالی سنتی و کریپتو بر توکنیزهسازی متمرکز شده است: فرآیند نمایش داراییهای موجود بهعنوان توکنهای درون زنجیرهای. صندوق BUIDL بلکراک از مرز ۱ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت عبور کرد. جیپیمورگان یک صندوق بازار پول توکنیزه شده را بر روی بلاک چین اتریوم راهاندازی کرد. روایت حول یک فرض ساده شکل گرفته است. داراییهای سنتی را روی بلاک چین قرار دهید و دو دنیا ادغام میشوند.
این چارچوب بخشی از تصویر را به دست میآورد اما توسعه مهمتر را از دست میدهد. توکنیزهسازی ابزارهای موجود را در قالبی جدید تکثیر میکند. آنچه ساختار بازار را بازسازی میکند، دیجیتالیسازی ابزارهای قدیمی نیست، بلکه ظهور قراردادهای فیوچرز دائمی است که هر بازار سنتی را قابل معامله درون زنجیرهای، شبانهروزی، از یک کیف پول خود نگهداری واحد میکند. برخلاف معاملات آتی معمولی، فیوچرز دائمی هیچ تاریخ انقضایی ندارند، بهطور مداوم تسویه میشوند و اصطکاک نقل و انتقال را که تاریخاً قرار گرفتن در معرض را در طول زمان تکهتکه کرده است، از بین میبرند.
تمایز بین "بازارهای کریپتو" و "بازارهای سنتی" از نظر ساختاری نامربوط میشود.
این الگو جدید نیست. قراردادهای آتی قرنها پیش در بازارهای کالاهای کشاورزی سرچشمه گرفتند، از طریق صرافیهای متمرکز در شیکاگو و لندن بالغ شدند و در دهههای بعد به معاملات آتی مالی که ارزها، نرخ بهره و شاخصهای سهام را پوشش میدهد، گسترش یافتند. هر گسترشی از منطق یکسانی پیروی کرد: قرار گرفتن در معرض مصنوعی اصطکاک را کاهش داد، دسترسی را گسترش داد و بازارهایی که قبلاً جدا بودند را به ابزارهای پیوسته و قابل دسترس جهانی متحد کرد.
بسیاری از ابزارهایی که اکنون امور مالی مدرن را تعریف میکنند بهعنوان ابزارهای تخصصی شروع شدند که توسط مجموعه کوچکی از شرکتکنندگان استفاده میشد. اختیارات، سواپها و فیوچرز شاخص همگی این مسیر را از جایگاه متخصص به زیرساخت طی کردند. هر کدام در ابتدا توسط فعالان موجود که دلیلی برای تغییر ساختار موجود نمیدیدند، بهعنوان عجیب یا غیرضروری تلقی میشدند. هر کدام بنیادین شدند.
فیوچرز دائمی درون زنجیرهای همین مسیر را طی میکنند.
دادهها بسیار فراتر از مرحله آزمایشی حرکت کردهاند. ارزش بازار بخش مشتقات درون زنجیرهای طبق گزارش CoinCodeCap و BitDegree، سال به سال ۶۵۴٪ رشد کرد، از حدود ۲.۵ میلیارد دلار به ۱۸.۹ میلیارد دلار. صرافیهای غیر متمرکز تا پایان سال ۲۰۲۵ از ۱ تریلیون دلار حجم معاملاتی ماهانه فیوچرز دائمی عبور کردند. تا اواسط سال ۲۰۲۵، Hyperliquid به تنهایی ۳۵۷ میلیارد دلار در ماه را پردازش میکرد. از آن زمان، بازار متنوع شده است: رقبایی مانند Aster و Lighter سهم معناداری به دست آوردهاند و تسلط Hyperliquid را از تقریباً ۸۰٪ به زیر ۴۰٪ کاهش دادهاند. این تکهتکه شدن نشانه ضعف نیست. این نشانهای است که زیرساخت مشتقات درون زنجیرهای فراتر از مرحله تک پلتفرم خود در حال بالغ شدن است.
سیگنال گویاتر، حجم کل نیست، بلکه جایی است که رشد متمرکز میشود. Ostium، پروتکل پیشرو که بهطور خاص برای فیوچرز دائمی داراییهای واقعی ساخته شده است، طبق گزارش The Block و CoinDesk، ۲۵ میلیارد دلار حجم معاملاتی تجمعی را پردازش کرده است، با بیش از ۹۵٪ از سود باز خود در بازارهای سنتی مانند طلا، نفت و ارز خارجی. در دورههای بیثباتی اقتصاد کلان، حجم معاملاتی داراییهای واقعی Ostium از حجم معاملاتی کریپتو آن چهار برابر و در روزهای اوج هشت برابر پیشی گرفت. پس از اعلام تسهیل کمی چین، حجم معاملاتی فیوچرز ارز خارجی و کالاها ۵۵۰٪ جهش کرد.
هنگامی که رویدادهای کلان بازارها را حرکت میدهند، معاملهگران بهطور فزایندهای این دیدگاهها را درون زنجیرهای ابراز میکنند.
همگرایی همچنین از جهت دیگر در حال شکلگیری است. Coinbase سال ۲۰۲۶ را سال "صرافی همه چیز" اعلام کرده است که کریپتو، سهام، بازارهای پیشبینی و کالاها را هدف قرار میدهد، با فیوچرز دائمی برای سهام در حال توسعه. dYdX برنامههایی را برای معرفی فیوچرز دائمی برای سهام مصنوعی مانند تسلا اعلام کرد. جهت در تمام پلتفرمهای اصلی، چه بومی کریپتو و چه غیر آن، یکسان است.
سپس فعالان موجود هستند. گروه CME معاملات فیوچرز کریپتو ۲۴/۷ را در ۲۰۲۶/۱۱/۱۹ آغاز کرد و در حال توسعه یک توکن تسویه حساب مبتنی بر بلاک چین اختصاصی با راهحل نقدی توکنیزه شده مبتنی بر Google Cloud است. حجم معاملاتی کریپتو CME طبق گزارش CoinDesk، سال به سال ۹۲٪ افزایش یافت و به ۱۳ میلیارد دلار ارزش اسمی روزانه متوسط رسید.
فعالان موجود در حاشیه نایستادهاند.
آنچه اکنون در حال تغییر است، فناوری نیست، بلکه زیرساخت نظارتی و وثیقه است که به فیوچرز درون زنجیرهای اجازه میدهد بهعنوان ابتداییهای مالی مشروع به جای ابزارهای آزمایشی عمل کنند.
در ۲۰۲۵/۰۹/۱۷، CFTC برنامه آزمایشی داراییهای دیجیتال خود را راهاندازی کرد که به بازرگانان کمیسیون فیوچرز اجازه میدهد اوراق خزانه توکنیزه شده، سهام صندوق بازار پول، استیبل کوین، BTC و ETH را بهعنوان وثیقه مشتقات بپذیرند، طبق بیانیه مطبوعاتی CFTC. قانونگذاری کامل برای وثیقه بومی بلاک چین، حاشیه، تسویه و تسویه حساب تا ۲۰۲۶/۰۵/۰۸ انتظار میرود. هنگامی که بزرگترین تنظیمکننده مشتقات جهان داراییهای بومی کریپتو و توکنیزه شده را بهعنوان وثیقه برای پوزیشنهای فیوچرز در بازارهای سنتی میپذیرد، دیوار صلاحیتی بین "کریپتو" و "امور مالی" دیگر ساختاری نیست. اداری میشود.
SEC و CFTC این جهت را با "پروژه کریپتو"، یک چارچوب مشترک که یک طبقهبندی مشترک و نظارت هماهنگ ایجاد میکند، تقویت کردهاند، همانطور که توسط Cleary Gottlieb و Morgan Lewis ترسیم شده است. قانونگذاریهای آتی اوراق بهادار توکنیزه شده، ساختار بازار برای پلتفرمهای چند دارایی و معافیت نوآوری برای مدلهای جدید را پوشش خواهند داد. قانونگذاری جامع دو حزبی ساختار بازار کریپتو در سال ۲۰۲۶ انتظار میرود.
پیامدها مشخص هستند. یک معاملهگر کالاهای آزاد اوراق خزانه توکنیزه شده را بهعنوان حاشیه برای یک پوزیشن فیوچرز طلا از یک کیف پول شخصی ارسال میکند. یک دفتر خانوادگی قرار گرفتن در معرض سهام را از طریق یک قرارداد دائمی درون زنجیرهای با وثیقه استیبل کوین پوشش میدهد. یک شرکت بازارسازی کوچک از همان پایه سرمایه برای ارائه نقدینگی در کریپتو، کالاها و ارز خارجی بهطور همزمان استفاده میکند. اینها جریانهای کاری فرضی نیستند. آنها اهداف طراحی صریح زیرساخت نظارتی هستند که اکنون در حال شکلگیری است.
یک لایه وثیقه و تسویه حساب یکپارچه به این معنی است که سرمایهای که در حال حاضر در حسابهای کارگزاری، خانههای تسویه فیوچرز و کیف پولهای کریپتو تکهتکه شده است میتواند تثبیت شود. دستاوردهای کارایی ساختاری هستند، نه افزایشی. طبق گزارش CoinDesk، پیشبینی میشود داراییهای توکنیزه شده در سال ۲۰۲۶ از ۵۰ میلیارد دلار عبور کنند، نسبت به ۱۸.۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۵. حجم تراکنش های معاملاتی ماهانه برای سهام توکنیزه شده تنها در ۳۰ روز گذشته ۷۶٪ افزایش یافته است، طبق دادههای rwa.xyz.
اصطکاک پایدار در بازارهای باب روز تقسیمبندی صلاحیتی بوده است: داراییهای مختلف، صرافیهای مختلف، ساعات مختلف، واسطههای مختلف. فیوچرز دائمی درون زنجیرهای، با وثیقه داراییهای دیجیتال پذیرفته شده جهانی و تسویه حساب مداوم، این تکهتکه شدن را به یک لایه فشرده میکند. نتیجه یک بازار جدید نیست. این حذف مرزهایی است که باعث میشد بازارها در وهله اول جداگانه احساس شوند.
اما زیرساخت به تنهایی پذیرش را هدایت نمیکند. لایه گمشده رابط است. امروزه، دسترسی به فیوچرز درون زنجیرهای هنوز نیاز به پیمایش پلتفرمهای جداگانه، پل زدن داراییها بین شبکهها و مدیریت حسابهای جداگانه برای معامله، خرج کردن و پسانداز دارد. گام بعدی یک مدل حساب است که در آن همان موجودی که کاربر از یک کارت خرج میکند، در یک خزانه بازده کسب میکند و برای تأمین مالی یک پوزیشن فیوچرز استفاده میکند، یکی هستند. هنگامی که خرج کردن، پسانداز و معامله از یک مجموعه واحد سرمایه بهره میبرند، تمایز عملیاتی بین "مدیریت امور مالی" و "معامله بازارها" از بین میرود. این نقطه عطف UX است که دسترسی به زیرساخت را به مشارکت عادی تبدیل میکند.
زیرساخت سریعتر از رابطها در حال بالغ شدن است. اما شکاف در حال بسته شدن است. لایه وثیقه وجود دارد. لایه تسویه حساب در حال شکلگیری است. داربست نظارتی در حال شکلگیری است. آنچه باقی میماند عادیسازی دسترسی است، نقطهای که در آن این بازار یکپارچه در تجربه روزمره مدیریت پول جاسازی میشود، تفاوتی با بررسی موجودی بانک ندارد.
برای دههها، تمایز بین بازارهای "سنتی" و "جایگزین" بهعنوان اساسی تلقی میشد. بهطور فزایندهای، به نظر میرسد که صرفاً تابعی از زیرساخت بود که هنوز به آن نرسیده بود.


