چند روز پیش، یکی از دوستان قدیمی موسیقایم در نشویل، حرف تندی برایم فرستاد که میدانست مرا عصبانی خواهد کرد.
او خیلی خوب میداند که این روزها هدف آسانی هستم، چون هر چقدر هم تلاش میکنم در طول این حمله بیامان حزب جمهوریخواه به آمریکا آرام بمانم، بیشتر از سیمهای پیانوی او کشیده شدهام.
دوست دردسرسازم تازه با ستونی در USA TODAY برخورد کرده بود که برای باور کردنش باید دیده میشد، بنابراین مطمئن شد که من دقیقاً همین کار را انجام دهم.
این نگرانیهای من را تأیید کرد که USA TODAY تقریباً در طول دههها تلاش برای رفتار کاملاً بیطرفانه و ارائه هر دو طرف یک داستان یا موضوع، حتی اگر یک طرف در حال غرق شدن در فاضلاب باشد، به کاریکاتوری از خودش تبدیل شده است.
قبل از اینکه پیستون خود را بیرون بیاورم و آخرین گرفتگی آنها را باز کنم، یک کلمه کوتاه درباره آن روزنامه: من واقعاً آن را دوست داشتم. مدعی نبود و زمانی که در اوایل دهه 1980 متولد شد، جایگزین پرجنبوجوشی برای روزنامههای ملی خشک مانند نیویورک تایمز بود.
ما در تجارت روزنامهنگاری آن را «خوانندهپسند» مینامیدیم. اگر نسخهای از USA TODAY و نیویورک تایمز را کنار هم میگذاشتید، اولی شما را دعوت میکرد و دومی شما را پس میزد.
متأسفانه، هر دو روزنامه در خطرناکترین زمان در آمریکا از زمان جنگ داخلی راه خود را گم کردهاند. به جای اینکه به تخریب بیوقفه دموکراسی ما توسط جمهوریخواهان با فوریتی که شایسته آن است برخورد کنند، این روزنامهها به دنبال چیزی قابل مقایسه در طرف دیگر رفتهاند که به سادگی وجود ندارد.
صبح دوشنبه، USA TODAY راهپیمایی مرگ خود را ادامه داد، زمانی که ستونی از یکی از کارشناسان خود، نیکول راسل، منتشر کرد که میخواست خوانندگان روزنامه بدانند که او از اینکه متعصب فکر میشود ناراحت است، حتی اگر با افتخار و سرسختی از یکی حمایت کند.
این ستون است، با عنوان طولانی: "میتوانم از ترامپ ناامید شوم بدون اینکه از رأی دادن به او پشیمان شوم"
این زیرعنوان است: رأی دادن به رئیسجمهور دونالد ترامپ ما را نژادپرست یا متعصب نمیکند. انتخابهای ضعیف و اشتباهات او متعلق به خودش است.
میتوانید ببینید این به کجا میرسید...
مجبور شدم چندین بار بررسی کنم که آیا آنچه میخوانم طنز بود یا نه، اما وقتی بالاخره این کنارهگیری آزاد از شرافت را تمام کردم، تصمیم گرفتم که ممکن است یک حامی ترامپ را بهتر از هر چیزی که با آن برخورد کردهام توصیف کرده باشد.
این مطمئناً بهبودی نسبت به هر چیزی بود که در مورد این موضوع دردناک نوشته بودم، و خوانندگان قدیمی میدانند که من به طور منظم به آن ضربه زدهام.
من کاملاً صریح بودهام که MAGAهای مغرور مانند راسل به خاطر نژادپرستی به ترامپ رأی میدهند، نه علیرغم آن.
به نظر میرسد بسیار ساده است که اگر از یک متعصب حمایت میکنید، شما یک متعصب هستید و هیچ چیز پایینتر از آن نیست.
به نظر من، نژادپرستی نباید فقط به عنوان یک چیز کوچک آزاردهنده تلقی شود، زیرا همان چیز اصلی است.
من از افرادی مانند راسل که به خود این امتیاز را دادهاند که آلایندهها را در زندگی ما کم اهمیت جلوه دهند، فقط برای اینکه بتوانند راحتتر نفس بکشند در حالی که باورهای منحرف خود را اجرا میکنند، کلافه شدهام.
و افرادی مانند راسل چه کسانی هستند؟ خب، وقتی او یکی از جملات مرگبارش را اینطور شروع کرد: "به عنوان یک مسیحی و محافظهکار..." او کل بازی مرگبار را فاش کرد.
چون همانطور که همه ما اکنون به طرز دردناکی میدانیم "محافظهکاران مسیحی" نمونههای واقعی فضیلت در آمریکای 2026 هستند - روحهای بیچاره تحت فشاری که به اندازه کافی درباره همه آن حقایق ناخوشایند در آن کتابهای تاریخی احمقانه شنیدهاند که فقط باید ممنوع شوند چون در مورد چیزهای بیاهمیتی مانند دوره وحشتناک ما با بردگی و نقضهای متعدد حقوق بشر به ما غر میزنند.
در زندگیهای مسیحی طبقه بالای آنها، فقط یک کتاب واقعاً اهمیت دارد، میبینید - کتابی که مرد قهوهای رنگ، لیبرالی را نشان میدهد که علیه بیعدالتی اجتماعی ایستاده بود و ترجیح میداد مردم تغذیه شوند، لباس بپوشند و برابر رفتار شوند. او همچنین به نظر نمیرسید طرفدار واقعی گناهکاران وسواسی باشد که از عذرخواهی برای هر چیزی امتناع میکنند.
به جز اینکه آنها ترجیح میدهند فقط آن قسمت آخر را فراموش کنند، تا بتوانند در این زندگیهای جعلی و راحت که برای خود بافتهاند خوب و راحت بمانند.
این افراد واقعاً بیش از حد قابل تحمل هستند.
راسل نژادپرستی خود را با تایپ کردن این جمله توجیه کرد که او "با این واقعیت که دموکراسی ناقص است و سیاستمداران معیوب هستند، کنار آمده است."
عدم پاسخ به تماس یک رأیدهنده یک نقص است، اما نشان دادن مردان و زنان سیاهپوست به عنوان میمون، قابل نفرت است و هرگز نباید از هیچ کس، چه رسد به رئیسجمهور ایالات متحده، تحمل شود.
این یک عامل خرابکننده معامله است و باید لعنتی یک پایاندهنده شغل باشد.
تا پایان سفیدشویی متعصب نارنجی، راسل راه خود را به این مکان ویژه باز کرد:
"بهبود آمریکا..."
او به ما میگوید که هیچ کاری نیست که او بتواند انجام دهد که دفاع او از مرد نفرتانگیزی که لاف میزد میتواند کسی مانند او را وسط خیابان بزند و همچنان حمایت او را از دست نمیدهد، متزلزل کند.
او او را بهتر از خودش میشناسد.
او یک شیء غیرقابل تکان است و از هر چه که فردا میآید دفاع خواهد کرد، صرف نظر از آنچه امروز اتفاق میافتد.
میدانید، شاید به جای سرزنش راسل برای دفاع او از یک متعصب چندشآور، باید برای همه وقت صرفهجویی میکردم و فقط با او به زبان مسیحی محافظهکار سالمی که او میفهمد و تأیید میکند صحبت میکردم:
"ساکت، خوکچه."
دی. ارل استیونز نویسنده "داستانهای سمی: مجموعهای سوزاننده از نامههای بسیار مهم دونالد جی. ترامپ" است و یک حرفه 30 ساله در روزنامهنگاری را به عنوان سردبیر ارشد Stars and Stripes به پایان رساند. میتوانید تمام کارهای او را اینجا پیدا کنید.


