Tبدون شک آنچه در پی این بحران به وضوح آشکار شده، ضعفهای ساختاری مداوم اقتصاد ما است: وابستگی شدید سیستمهای حمل و نقل و برق ما به واردات سوخت، و ناهماهنگی تعبیه شده در چارچوبهای قانونی و نظارتی حاکم بر این صنایع پایین دستی انرژی. بارها و بارها دیدهایم که چگونه این ضعفها میتوانند به سیاستهایی ترجمه شوند که تسکین کوتاه مدت را وعده میدهند اما عواقب نامطلوب بلند مدت دارند، که برخی از آنها مطمئناً ناخواسته هستند و توسط مصرفکنندگان کوچک که دقیقاً همان کسانی هستند که این سیاستها قصد حمایت از آنها را دارند، متحمل میشوند.
تعلیق بازار اسپات
در حالی که این مقاله در حال نهایی شدن است، کمیسیون نظارتی انرژی (ERC) دستور تعلیق فوری عملیات بازار اسپات برق را از ساعت 00:05 در 26 مارس صادر کرده است، "به منظور شناسایی [از] تأثیرات بالقوه محدودیت در عرضه سوخت و افزایش قیمت بر قیمتهای انرژی." طبق اعلام ERC، تعلیق "تا زمان توصیه [وزارت انرژی (DoE)] به کمیسیون به قوت خود باقی خواهد ماند."
خود تعلیق سؤالاتی را مطرح کرد که امیدواریم ERC در طول مشاورههای عمومی برنامهریزی شده در مورد پیشنویس قطعنامه که روش قیمتگذاری حاکم بر دوره تعلیق را تعیین میکند، به آنها پاسخ دهد:
a.) آیا فرمان اجرایی شماره 110 صادر شده توسط رئیس جمهور که اعلام وضعیت اضطراری ملی انرژی میکند، مجوز تعلیق عملیات بازار اسپات را میدهد؟ اگر چنین است، آیا تعلیق بازار میتواند قبل از صدور قوانین حاکم بر چنین تعلیقی اجرا شود؟
b.) آیا طی روزها یا هفتههای گذشته افزایش قیمت در بازار اسپات وجود داشته که تعلیق را توجیه کند؟
c.) آیا این افزایش قیمتها ناشی از کمبود سوخت در تسهیلات تولید انرژی سوخت فسیلی تعیین شده است؟ اگر چنین نیست (با در نظر گرفتن گزارشهایی از تولیدکنندگان که هنوز سوخت کافی دارند) و افزایش قیمتهای ثبت شده نامعقول تلقی میشود، آیا نباید به جای تعلیق بازار، تحقیقی در مورد رفتار ضد رقابتی یا سوء استفاده از قدرت بازار انجام شود؟
d.) اگر هنوز هیچ افزایش قیمتی ثبت نشده است یا کمبود سوخت وجود ندارد (همانطور که DoE در گزارشهای خبری اخیر نیز گزارش داده است)، آیا میتوان عملیات بازار را به عنوان یک اقدام پیشبینی کننده، قبل از ثبت هر گونه کمبود یا افزایش قیمت، تعلیق کرد؟ و اگر چنین است، چنین تعلیق پیشبینی کنندهای چقدر طول خواهد کشید؟
e.) در نهایت، با در نظر گرفتن اینکه تنها حدود 20٪ از عرضه به مصرف کنندگان بر اساس بازار قیمتگذاری میشود، و حدود 80٪ تحت قراردادهای دوجانبه یا قراردادهای تأمین برق (PSAs) که خارج از بازار تسویه میشوند قیمتگذاری میشود، چگونه تعلیق تأثیر افزایش هزینههای سوخت را بر مصرف کنندگان کاهش خواهد داد، به ویژه اگر PSAها دارای مؤلفههای انتقال سوخت باشند؟
فشار داخلی در سیستمها و سیاستهای ما
این آخرین سؤال، به نظر من، مهمترین سؤال است اگر واقعاً میخواهیم راهحلهایی پیدا کنیم که تسکین مؤثری به مصرف کنندگان بدهد. هیچ شکی در مورد نیت نجیبانه پشت صدور وجود ندارد: آنچه فکر میکنم وضعیت به وضوح نشان میدهد، پیچیدگی در حکمرانی است که طی چند دهه گذشته شاهد آن بودهایم. هر زمان که سیستم اقتصادی عمدتاً توسط فشار ناشی از بازارهای جهانی آزمایش میشود، شاهد فشار و تضاد ناشی از سیاستهایی هستیم که به نظر میرسد میخواهند هم کیک خود را داشته باشند و هم آن را بخورند.
از یک طرف، دولت (در طول چندین دوره اداری) از سیاست عدم نظارت (به عنوان همزاد خصوصیسازی) در قالب کاهش بارهای اداری و مالی ارائه برخی کالاها و خدمات عمومی، مانند برق و حمل و نقل عمومی، بهرهمند شده است. از طرف دیگر، همچنین نیاز به رویارویی دائمی با هزینههای سیاسی انتقال کامل بار مالی پرداخت برای این کالاها و خدمات بر دوش مصرف کنندگان دارد. و بنابراین اینجا هستیم، در این شکاف که با فشار بین بازار عرضه بدون نظارت و بخش خدمات تنظیم شده با تعرفه، بزرگتر و عمیقتر میشود، زندگی میکنیم.
عدم نظارت در بخش سوخت
در سال 1998، فیلیپین قانون جمهوری شماره 8479 یا قانون عدم نظارت بر صنعت نفت پایین دستی را تصویب کرد. این قانون برای رسیدگی به فشار بر بودجه عمومی ایجاد شده توسط برنامه یارانه از طریق صندوق تثبیت قیمت نفت با آزادسازی صنعت نفت پایین دستی، فراهم کردن مشوقها برای ورود بازیگران جدید و عدم نظارت بر قیمت خرده فروشی محصولات نفتی، تصویب شد. همچنین به DoE اختیارات اضافی برای تحقق و اجرای حفاظتها برای ترویج و حفاظت از رقابت منصفانه در صنعت داد، زیرا قانون کارتلسازی و قیمتگذاری غارتگرانه را در میان دیگران ممنوع میکند.
در طول سالیان، شاهد افزایش تعداد بازیگران در صنعت بودهایم. طبق مطالعهای که توسط کمیسیون رقابت فیلیپین (PCC) در سال 2021 منتشر شد، بازیگران جدید در صنعت تا سال 2019 حدود 43٪ از کل بازار محصول را تشکیل میدادند، در حالی که سه بازیگر اصلی 50.6٪ سهم بازار را داشتند. مطالعه دریافت که صنعت "در واقع کمتر متمرکز شده است"، طبق غربالگری اولیه، در بیشتر مناطق کشور. با این حال، در مورد قیمتگذاری، مطالعه اشاره کرد که "[تنظیم قیمت هفتگی 'هماهنگ'... به عنوان یک مکانیزم هماهنگی برای تغییر قیمتها عمل میکند. بخش هماهنگ (اکثر یا همه بازیگران در روز دوشنبه اطلاع میدهند) از رویه فعلی باید خوشخیم باشد... از آنجایی که صنعت از نظارت خارج شده است، شرکتهای نفتی آزاد بودهاند تا قیمت خود را تعیین کنند. اگر آنها تنظیم قیمت فوق را دنبال کردهاند، به این دلیل نیست که دولت به آنها تحمیل کرده است. قابل تصور است که یک شرکت ممکن است وسوسه شود تا سهم بازار را از دیگران با قیمتگذاری پایینتر از قیمت حاصل از فرمول یا مکانیزم تنظیم بگیرد. با این حال، ممکن است هنوز این کار را نکند از ترس برانگیختن تلافی از رقیب و شروع یک جنگ قیمت. از آنجایی که شرکتها میتوانند تنظیم قیمت (مشترک) را با پیروی از فرمول پیشبینی کنند، ممکن است برای یک شرکت وسوسهانگیز باشد که آن قیمت را دنبال کند، به جای اینکه ریسک یک جنگ قیمت را بپذیرد."
جدای از مسائل قیمتگذاری شناسایی شده در مطالعه PCC در سال 2021، رویه قیمتگذاری رایج که هنوز هم در بین بازیگران صنعت نفت امروز رایج است، همچنین نشان میدهد که رقابت بین بازیگران خرده فروشی ممکن است مسئله اساسی کمبود یا محدودیت منابع محصول در سطح جهانی را حل نکند. در حالی که ممکن است تعداد بیشتری از بازیگران که در داخل میفروشند وجود داشته باشد، اگر آنها عرضه را از منابع یکسانی تهیه کنند، احتمال زیادی وجود دارد که با قیمت یکسان یا مشابه بفروشند.
مهمتر از آن، آنچه سیاست عدم نظارت در رسیدگی به آن شکست خورده است این واقعیت است که تعرفهها یا کرایهها در بخش حمل و نقل عمومی - برای رانندگان جیپنی، رانندگان تاکسی، رانندگان اتوبوس یا اپراتورها - همچنان تنظیم شده باقی میمانند. تأیید دولت برای هر تعدیل تعرفه مورد نیاز است و فقط پس از اجرای اطلاعیه و جلسه استماع، در اعمال عملکرد تعیین نرخ آژانس نظارتی، میتواند صادر شود. بنابراین، هر بار که افزایش قیمت پمپ برای محصولات نفتی وجود داشته باشد، انتظار میرود بخش عمومی هزینه چنین افزایشی را متحمل شود، تحت این نظریه که همچنین میتواند سودها را در صورت کاهش قیمت حفظ کند، تا زمانی که تعرفهها یا نرخهای مسافر بر اساس آن تعدیل شوند. زمانی که وزن این بار بیش از حد سنگین میشود و احساسات عمومی بدتر میشود، دولت به جایی که شروع کرده بود باز میگردد، یعنی ارائه یارانه، در حالی که این در واقع رویهای بود که ناپایدار ثابت شده بود و اتخاذ عدم نظارت را در وهله اول برانگیخت.
عدم نظارت در بخش برق
تقریباً 25 سال پیش، کنگره قانون جمهوری شماره 9136 یا EPIRA (قانون اصلاحات صنعت برق) را تصویب کرد و سیاستهای خصوصیسازی در صنعت برق و عدم نظارت بر بخشهای تولید و عرضه را اتخاذ کرد. در حالی که قبل از EPIRA کمتر از 50 شرکت تولیدکننده وجود داشت، عمدتاً به عنوان تولیدکنندگان برق مستقل (IPPs) که مستقیماً به شرکت برق ملی میفروختند، قرارداد داشتند، این تعداد طی 20 سال گذشته بیش از دو برابر شده است و با تعداد بازیگران جدید در فضای انرژی تجدیدپذیر (RE) به طور قابل توجهی افزایش یافته است. با این حال، بر اساس سوابق ERC، تا سال 2025، تنها پنج بازیگر مسلط وجود دارند که به طور تجمعی حدود 65٪ از بخش تولید را کنترل میکنند.
با وجود اتخاذ رقابت خرده فروشی و دسترسی باز (RCOA) و صدور مجوز بیش از 20 تأمین کننده برق خرده فروشی (RES) در سراسر کشور، بیش از 70٪ از تقاضا همچنان "اسیر" باقی میماند، یعنی توسط شرکتهای توزیع مربوطه (DUs) و عمدتاً از PSAهای دوجانبه با قیمتهای تأیید شده توسط ERC تأمین میشود. با شروع افزایش پذیرش RE، عمدتاً از نصبهای خانگی یا تجاری/صنعتی (C&I) سولار روی سقف، و قرارداد مستقیم از طریق RES از طریق RCOA و برنامه تجمیع خرده فروشی یا برنامه گزینه انرژی سبز، انتظار میرود مصرف کنندگان بیشتری از بازار اسیر به بازار قابل رقابت مهاجرت کنند، بنابراین، به اصطلاح، از نظارت آزاد شوند.
با این حال، تا زمانی که به نقطه عطف چنین مهاجرتی به قابلیت رقابت برسیم، مصرف کنندگان و شرکتهای تولیدکننده نیز در همان قلمرو ناهماهنگی که در بخش حمل و نقل رایج است، گرفتار هستند. با این حال، در بخش برق، پویاییها میتوانند کمی متفاوت باشند با در نظر گرفتن ماهیت بلند مدت PSAها و مقررات انتقال قیمت سوخت قراردادهای سوخت زغال سنگ، دیزل و گاز طبیعی که DUها و تولیدکنندگان را از ریسکهای قیمتگذاری محافظت میکنند. در حالی که فشار مالی افزایش قیمت سوخت در بخش حمل و نقل عمومی توسط رانندگان جیپنی، رانندگان تاکسی و اپراتورهای اتوبوس متحمل میشود، چنین فشاری در بخش برق مستقیماً توسط مصرف کنندگان (از جمله همان رانندگان جیپنی، رانندگان تاکسی و اپراتورهای اتوبوس) متحمل میشود.
مونالیسا سی. دیمالانتا یکی از شرکای ارشد در Puyat Jacinto & Santos Law (PJS Law) است. او رئیس و مدیر عامل کمیسیون نظارتی انرژی از سال 2022 تا 2025، و رئیس هیئت ملی انرژی تجدیدپذیر از سال 2019 تا 2021 بوده است.


