بخش مردم Rappler ستون مشاورهای توسط زوج جرمی بیر و روانشناس بالینی دکتر مارگاریتا هولمز اداره میشود.
جرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته حقوق از دانشگاه آکسفورد است. او یک بانکدار با 37 سال سابقه که در سه قاره کار کرده، در 10 سال گذشته به عنوان همکار مدرس و گاهی اوقات به عنوان همدرمانگر با دکتر هولمز آموزش دیده است، به ویژه با مشتریانی که نگرانیهای مالی آنها به زندگی روزمرهشان نفوذ میکند.
آنها با هم دو کتاب نوشتهاند: مثلثهای عشق: درک ذهنیت ماچو-معشوقه و عشق وارداتی: روابط فیلیپینی-خارجی.
دکتر هولمز و آقای بیر عزیز،
من و همسرم سرانجام ویزا گرفتیم تا یک بار دیگر از دخترم و خانوادهاش در ایالات متحده دیدن کنیم. آخرین بازدید ما 5 سال پیش بود. نوههای ما یک پسر 15 ساله و یک دختر 11 ساله هستند. هر سال برای آنها هدیه کریسمس و هدیه تولد میفرستیم، اما به نظر نمیرسد آنها خیلی قدردان باشند چون از افراد دیگر هم هدایای زیادی دریافت میکنند.
اما وقتی ما در تابستان آنجا هستیم، میتوانیم هدیهای به آنها بدهیم که دوست خواهند داشت و هرگز فراموش نخواهند کرد که از ما بوده: یک سگ. نه، یک توله سگ که همراه با آنها بزرگ خواهد شد.
آنها از زمانی که میتوانستند صحبت کنند از مادرشان، دخترم، سگ خواستهاند. او همیشه نه گفته زیرا نگهداری از آنها سخت است و او با کار پارهوقت، کارهای خانه و مادری کافی کار دارد.
Wala akong masabi، (من جز تعریف از او چیزی ندارم)؛ او مادر بسیار خوبی است! اما فرزندانشان از داشتن سگ خیلی سود خواهند برد!
شنیدهام نوجوانان در آمریکا کنترلشان بسیار سخت است، شروع میکنند بیشتر به دوستانشان اهمیت دهند تا خانوادههایشان، و اغلب به مواد مخدر روی میآورند و غیره. یک سگ به نوهام کمک میکند تا با خانوادهاش در ارتباط بماند؛ در مسیر درست بماند.
سعی خواهم کرد دخترم را متقاعد کنم که بگذارد برایشان سگ بخریم، اما اگر این کار جواب نداد، آیا میتوانیم فقط یکی را به عنوان هدیه غافلگیری بگیریم؟ همسرم میگوید نه، اما من نمیدانم چرا نه؟
– مادربزرگ وقفشده
مادربزرگ وقفشده عزیز (DL)،
رابطه بین پدربزرگ و مادربزرگ، فرزندانشان و نوههایشان میتواند مملو از مشکلات باشد و تعیین مرزها میتواند یک مسئله اصلی باشد.
موسسه گاتمن، که توسط دکترهای جان و جولی گاتمن تاسیس شده، روابط خانوادگی را
برای دههها مطالعه کرده و راهنمایی مفیدی در این موضوع دارد.
به طور خلاصه، آنها پیشنهاد میکنند که پدربزرگ و مادربزرگ از موارد زیر اجتناب کنند:
DL، هدیه پیشنهادی شما وقتی با این محدودیتها سنجیده میشود چگونه به نظر میرسد؟ شما میگویید که هدیه یک حیوان خانگی به نوهتان کمک میکند تا با خانوادهاش در ارتباط بماند و در مسیر درست باقی بماند. با این حال، هیچ نشانهای وجود ندارد که او به این نوع مداخله نیاز داشته باشد و اگر واقعاً نیاز نداشته باشد، شما خطر میکنید که به او و در نتیجه به والدینش با پیشنهاد خلاف این موضوع، لطمه جدی بزنید.
همچنین به نظر میرسد که شما عمداً مصمم هستید یکی از قوانین روشن خانه دخترتان را نادیده بگیرید: بدون سگ، مداخلهای که قطعاً بسیار بد خواهد بود، به ویژه که نگهداری از سگ بسیار سخت است و احتمال اینکه نوهها این بار را برای مدت طولانی به عهده بگیرند بسیار پایین است.
حتی با فرض اینکه نوههای شما از همه انتظارات فراتر بروند و وقتی در خانه هستند مراقب تماموقت سگ شوند، وقتی در مدرسه و بعداً در دانشگاه هستند چه اتفاقی میافتد؟
ممکن است شما خالصترین انگیزهها را داشته باشید اما اگرچه این هدیه شما را با نوههایتان صمیمی میکند، اما برای والدینشان مانند یک بالون سربی خواهد بود که برای سالهای آینده با سنگ آسیاب بار خواهند شد که به طور خاص به شما گفته بودند میخواهند از آن اجتناب کنند. وقت آن است که هدایای جایگزینی را در نظر بگیرید که به بار موجود دخترتان اضافه نکند.
بهترین آرزوها،
JAF بیر
مادربزرگ وقفشده عزیز (DL)،
از نامه شما بسیار سپاسگزارم.
محتوای آشکار نامه شما این است که "آیا باز هم خوب است که برای نوههایم سگ بگیرم حتی اگر دخترم آن را نخواهد؟"
آقای بیر به آن به وضوح و به طور مختصر پاسخ داده است.
محتوای پنهان نامه شما به نظر میرسد موارد زیر باشد:
من برای اولین بار تمایز بین محتوای آشکار و پنهان را در نظریه روانکاوی فروید دیدم.
طبق نظر دکتر زیگموند فروید، یک رویا دو لایه دارد: محتوای آشکار و محتوای پنهان. اولی روایت واقعی و تحتاللفظی رویا است - چه کسی، کجا، چه چیزی از داستان. دومی، محتوای پنهان، خواستهها و
ترسهای ناخودآگاه پنهان، نمادین، و گاهی اوقات به شدت سرکوبشده فرد خواببین است. این دلیل است که تحلیل رویا یکی از روشهای اصلی استفاده شده در درمان روانکاوی سنتی است.
همانطور که در درمان رویا، همینطور چندین نامه به Two Pronged. با اجازه شما، سعی خواهم کرد به سوالاتی که احساس میکنم واقعاً پشت نامهای که نوشتید هستند پاسخ دهم.
متاسفانه، ترسهای شما واقعبینانه و کاملاً معتبر هستند. سوال اول شما بیشتر یک سوال لجستیکی است، که احساس میکنم بهترین پاسخ آن جستجوی AI برای شروع است، سپس مقالاتی که آنها درباره چگونگی حفظ ارتباط با نوهها پیشنهاد میکنند. آنهایی که بر همهگیری تمرکز دارند به ویژه مفید هستند، زیرا بر پدربزرگ و مادربزرگ عادی تمرکز میکنند که بدون هیچ تقصیری از طرف خودشان، خود را از نوههایشان جدا مییابند، و با این حال میتوانند راهی برای همچنان بخشی از زندگی آنها بودن پیدا کنند، صرف نظر از فاصله بین آنها. این یکی از آن زمانهایی است که فناوری واقعاً به کمک ما آمده است.
سوال آشکار دوم بسیار پیچیدهتر است و بنابراین نمیتوان در محدوده آنچه امروز از ما پرسیدید به آن پاسخ داد. با این حال، بسیار خوشحال خواهیم شد اگر نامه دیگری برای ما بفرستید و به طور خاصتر درباره نگرانیهای دیگری که در مورد نوههایتان دارید بنویسید.
شما درست میگویید. نوجوانی زمانی است که نوجوانان معمولاً از والدین خود (و همچنین از پدربزرگ و مادربزرگ خود) جدا میشوند تا پیوندهای قویتری با همسالان خود برقرار کنند. تا هر اندازه که این موضوع دردناک است، این "جدایی" باید تشویق شود زیرا بخشی از چالشهای رشدی است که هر نوجوانی با آن مواجه میشود و موفقیت در این مسیر به معنای اینست که آنها در راه بزرگسالی هستند.
معمولاً، خیلی قبل از آن، نوههای شما بر وسوسه جدایی (فردیت) از والدین خود و از شما غلبه خواهند کرد و پیوندهای جدیدی با شما، به عنوان بزرگسالان با همان ظرفیت برای مقابله با ظرافتهای واقعیت، شکل خواهند داد، اگرچه ممکن است تمرین زیادی نداشته باشند.
برای شما بهترین شانس را هم اکنون و هم در زمانهای چالشبرانگیزتر پیش رو آرزو میکنم.
– MG هولمز


