در حال حاضر سر و صدای زیادی در مورد این که هوش مصنوعی SEO را از بین میبرد وجود دارد. الگوریتمها در حال تغییر هستند. ChatGPT در حال ربودن ترافیک Google است. قوانین در حال بازنویسی هستند. به گفته Cameron LiButti، بنیانگذار و مدیرعامل Bidview Marketing، بیشتر این روایت، وحشت است که به شکل بینش درآمده است.
"اولین اشتباهی که من میبینم این است که مردم خیلی سریع واکنش نشان میدهند،" LiButti میگوید. "برای اولین بار، مدیران عامل، مدیران عملیاتی، مدیران مالی در مورد SEO فکر میکنند. آنها در این وحشت چرخه هیجان هستند و فکر میکنند باید این SEO ویژه هوش مصنوعی را انجام دهند. کسبوکارهایی هستند که به آنها میگویند رازها یا راههای خاصی برای انجام این کار وجود دارد."

او استدلال میکند که واقعیت، زمینیتر و قابل اجراتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند.
موتور تغییر نکرده است. داشبورد تغییر کرده است.
Cameron تمایزی را مطرح میکند که اکثر بازاریابها از دست میدهند: تفاوت بین بخش جلویی جستجوی هوش مصنوعی (آنچه کاربران میبینند) و بخش عقب (نحوه بازیابی و رتبهبندی واقعی دادهها).
انتقال Google از یک الگوریتم مدیریت شده دستی به یادگیری ماشین حدود سالهای 2015 و 2016 آغاز شد. آن زیرساخت الگوریتمی، موتوری که وبسایتها را فهرستبندی میکند، استنادات را وزندهی میکند، نظرات را پردازش میکند و هدف را تفسیر میکند، از بین نرفته است. آنچه تغییر کرده است رابط کاربری است که در بالای آن قرار دارد. ChatGPT، Gemini، Perplexity، اینها راههای جدیدی برای دسترسی به همان وب زیرین دادههای سازمانیافته هستند.
"الگوریتم هنوز از وبسایت شما، استنادات شما، سیگنالهای Google Business شما استفاده میکند،" Cameron توضیح میدهد. "همه آن سیگنالها هنوز قوی هستند و وجود دارند. و این همان چیزی است که هنوز شما را در هوش مصنوعیها رتبهبندی میکند."
معنای عملی این موضوع: کسبوکارهایی که در چند سال گذشته در معماری سایت تمیز، ایجاد نظرات مداوم و محتوای معتبر سرمایهگذاری کردهاند، قبلاً برای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی موقعیت خوبی دارند. اصول اساسی منقضی نشدند، بلکه ترکیب شدند.
جایی که جستجوی هوش مصنوعی واقعاً رفتار را تغییر میدهد
با این حال، Cameron این تغییر را به طور کامل نادیده نمیگیرد. او به یک مثال مشخص از فهرست مشتریان خود اشاره میکند: یک وکیل مالیاتی که جریان سرنخ ورودی او پس از بهینهسازی حضور دیجیتال توسط Bidview به طور چشمگیری تغییر کرد. بین یک سوم تا نیمی از کسبوکار جدید او اکنون از طریق ChatGPT میآید.
دلیل آن یک ترفند بهینهسازی مخفی هوش مصنوعی نیست. به این دلیل است که ChatGPT آموزش بالای قیف را که قبلاً در چندین جستجوی Google اتفاق میافتاد، مدیریت میکند. یک مشتری بالقوه یک سوال وحشتزده در مورد مالیاتهای پرداخت نشده تایپ میکند، از پیامدها عبور میکند و به در وکیل تحویل داده میشود که قبلاً گرم شده و آماده اقدام است. کیفیت سرنخ بهبود یافت. مسیر تبدیل فشرده شده است.
برای متخصصان محلی، پزشکان، وکلا، نمایندگان بیمه، مشاوران مالی، این تغییر مهم است. پلتفرمهای هوش مصنوعی به طور فزایندهای به عنوان مشاوران قابل اعتماد اولیه استفاده میشوند و کسبوکارهایی که در آنجا ظاهر میشوند، کسانی نیستند که پرامپتها را پر میکنند یا مزارع استناد را بازی میکنند. آنها کسانی هستند که وبسایتهای ساختاریافته، نظرات معتبر در چندین پلتفرم و صفحات خدمات واضحی دارند که به سوالاتی که مردم واقعی میپرسند پاسخ میدهند.
کاری که متخصصان واقعاً باید انجام دهند
توصیه Cameron برای عبور از این لحظه عملی و بدون جلوه است: برای هر خدمتی که ارائه میدهید یک صفحه خدمات بنویسید. به سوالاتی که مردم در مورد هر کدام میپرسند پاسخ دهید. نظرات را در Google، Yelp، Facebook و هر دایرکتوری تخصصی مرتبط با صنعت خود بسازید. مطمئن شوید که Google Business Profile شما تمیز و دقیق است. اگر ظرفیت ویدیو دارید، شروع به ساخت آن کنید، سیستمهای هوش مصنوعی در حال استخراج استنادات از ویدیوهای YouTube، TikTok و Facebook با نرخ رو به رشد هستند.
هیچ کدام از اینها انقلابی نیستند. اما دقیقاً همین نکته است.
آنچه نیاز به یک تغییر استراتژیک دارد درک این است که جستجوی هوش مصنوعی به روشهایی شخصیسازی شده است که رتبهبندیهای سنتی هرگز نبودند. Cameron صاحبان کسبوکار را از منحرف شدن توسط گزارشهای رتبهبندی "غرور" که ادعا میکنند نشان میدهند یک کسبوکار در نتایج ChatGPT کجا قرار دارد، هشدار میدهد. پاسخ هوش مصنوعی به هر پرسوجوی خاص بر اساس اینکه چه کسی میپرسد، تاریخچه و زمینه آنها تغییر میکند. تنها معیاری که به طور قابل اعتماد داستان را بیان میکند جریان سرنخ است: آیا مشتریان بالقوه واجد شرایط بیشتری شما را پیدا میکنند و آیا آنها تبدیل میشوند؟
عملکرد بالاتر از موقعیت
Bidview Marketing بیش از 20 میلیون دلار درآمد مستند مشتری ایجاد کرده است و Cameron این سابقه را به همان فلسفهای نسبت میدهد که از زمان تأسیس شرکت داشته است: عملکرد را اندازهگیری کنید، نه اپتیک را.
"اکثر آژانسها ترافیک میفروشند،" او میگوید. "Bidview درآمد میفروشد. این تمایز همه چیز را شکل میدهد، از نحوه ساخت استراتژیها تا نحوه اندازهگیری موفقیت."
کسبوکارهایی که فاز بعدی جستجو را خواهند برد، کسانی نیستند که به دنبال جدیدترین مخفف هستند. آنها کسانی هستند که در تمام طول این مدت میدانستند که اطلاعات سازمانیافته، قابل اعتماد و با ساختار خوب همان چیزی است که هر الگوریتم، چه انسانی و چه ماشینی، همیشه به دنبال آن بوده است.



