رئیس Innowise توضیح میدهد که چرا بازار دیگر به فانتزیها اعتقاد ندارد و Innowise چگونه یاد گرفته است متاورس را به یک ابزار تبدیل کند، نه یک ارائه
در سالهای اخیر، متاورس هم به عنوان "آینده اینترنت" تبلیغ شده و هم به عنوان یک آزمایش بیش از حد تامین مالی شده مورد انتقاد قرار گرفته است. میلیاردها سرمایهگذاری شده، اما بسیاری از پروژهها نتوانستند کاربران را حفظ کنند یا هزینههای خود را توجیه کنند. با این حال، تصویر فروپاشی نیست، بلکه انتقال است. تا سال 2025، پلتفرمهای متاورس جهانی حدود 700 میلیون کاربر فعال ماهانه دارند که از تقریباً 600 میلیون در سال 2024 افزایش یافته است. در همان زمان، Mordor Intelligence ارزش بازار واقعیت توسعهیافته (XR) را بیش از 7.5 میلیارد دلار آمریکا در امسال برآورد میکند. این ارقام نشان میدهند که پذیرش همچنان در حال رشد است، اما آنها همچنین شکاف بین پتانسیل خام و استفاده پایدار تجاری را برجسته میکنند. چالش اصلی واضح است: چگونه شرکتها میتوانند فناوریهای همهجانبه را به ابزارهایی تبدیل کنند که مشکلات واقعی را حل میکنند، نه فقط دموهای چشمنواز؟

این سوالی است که سرگئی مولچانوف، رئیس واحدهای تجاری در Innowise، مسئول توسعه مسیرهای کسبوکار دیجیتال جدید و مشارکتها، به آن پرداخته است. از زمان پیوستن به شرکت در سال 2021، او از رهبری توسعه برند به رهبری واحدهای تجاری رشد کرده است، جایی که بر پروژههای توسعه کسبوکار نظارت میکند که فناوری و نتایج واقعی را به هم متصل میکند. مولچانوف Innowise را در کنفرانسهای جهانی در دبی (GITEX)، کره جنوبی (هفته آموزش)، هند (IACTSCON) و تایلند (اجلاس استیکینگ، Devcon) نمایندگی کرده است و به عنوان مدافع Web3 و متاورس توسط رسانههای پیشرو فناوری دعوت شده است. فراتر از صحنه، او به سازماندهی سه هکاتون در بلاروس کمک کرده است که هر کدام بیش از 25 تیم دانشجویی با تقریباً 100 شرکتکننده را گرد هم آوردهاند، و به طور منظم با نسل بعدی فناوران از طریق انجمنهای شغلی و ابتکارات آموزشی مانند OpenIT Minsk، IT Entrance و Career Day درگیر است.
در این گفتگو، او توضیح میدهد که متاورس در سال 2025 کجا قرار دارد، چرا بسیاری از رویکردهای اولیه شکست خوردند، و شرکتها برای اتصال دنیاهای دیجیتال با ارزش قابل اندازهگیری باید چه کاری انجام دهند.
سرگئی، وضعیت فعلی بازار متاورس را چگونه ارزیابی میکنید و ارزش واقعی آن برای کسبوکار امروز چیست؟
تبلیغات تمام شده است، اما کار واقعی باقی مانده است. متاورس دیگر یک بستهبندی زیبا برای ارائهها نیست. این یک رابط است که یا نتایج ارائه میدهد یا نمیدهد. در سال 2025، بالاخره میبینیم مشتریان نه برای "زمین مجازی" بلکه برای راهحلهای خاص میآیند: افزایش تعامل، سادهسازی فرآیند ورود و کسب درآمد از گیمیفیکیشن.
اما بازار سختتر شده است. دیگر کسی به "ایدهها به خاطر ایدهها" اعتقاد ندارد. آنها به کار بر روی محصولاتی که به فرآیندهای تجاری واقعی متصل میشوند، اعتقاد دارند. دقیقاً اینجاست که ما فعالیت میکنیم، درست در مرز بین فانتزی و اجرا. ما درباره "آینده چگونه میتواند به نظر برسد" صحبت نمیکنیم. ما چیزی میسازیم که مردم امروز حاضرند برای آن پول بپردازند.
برای من، این بخشی از نقش گستردهتر در Innowise است. به عنوان استراتژیست توسعه کسبوکار و فناوری و رئیس واحدهای تجاری، من نه تنها با Web3 بلکه با طیف گستردهای از پروژهها در پلتفرمهای سازمانی و توسعه محصول دیجیتال کار میکنم. متاورس یکی از جدیدترین مسیرهایی است که ما این رویکرد را در آن اعمال میکنیم
هنگام ایجاد چنین پروژههایی چه چیزی مهم است و موقعیت قوی شما در اینجا چیست؟
چیز اصلی درک این است که متاورس یک تصویر سهبعدی نیست، بلکه یک سیستم کاری است: با منطق، اقتصاد و سناریوهای کاربر. مشتریان برای بستهبندی "عامل شگفتی" بصری نمیآیند، بلکه برای ابزاری میآیند که توجه را حفظ میکند، تعامل ایجاد میکند و ارزش قابل اندازهگیری ارائه میدهد.
یک نمونه پروژهای است که برای Torque Squad، یک شرکت تابعه Animoca Brands، پیادهسازی کردیم. این یک فضای متاورس برای طرفداران موتورسواری است که بر روی پلتفرم The Sandbox راهاندازی شده است. من تیمی را رهبری کردم که پروژه را به زندگی آورد - توسعهدهندگان بلاک چین، طراحان بازی و هنرمندان سهبعدی به عنوان یک واحد محصول واحد با هم کار کردند. ما دو مکان مجازی توسعه دادیم، از جمله نسخه وکسل مسیر گرندپری موناکو، یک تجربه همهجانبه بازیسازی شده با ماموریتها و اقلام NFT ایجاد کردیم، و 8,888 کاراکتر NFT را در محدودیتهای فنی Sandbox به آواتارهای کامل بازی تبدیل کردیم.
چالش اصلی جمع کردن همه اینها در یک سیستم منسجم بود - بصری، طراحی بازی، توکنیزاسیون و سفر کاربر. ما به طور مداوم بازخورد از مشتری و جامعه آنها دریافت میکردیم، مکانیکها را تنظیم میکردیم و در اسپرینتها کار میکردیم تا محیط به عنوان یک محصول واقعی عمل کند، نه یک دمو. برای مشتری، این بیش از یک "دنیای زیبا" شد: مجموعه NFT آنها را به یک اکوسیستم زنده و قابل کسب درآمد و یک کانال تعامل مداوم برای طرفداران تبدیل کرد.
اما بسیاری از شرکتها متاورس را جداگانه از Web3 در نظر میگیرند. اتصال محیطهای مجازی با بلاک چین و توکنیزاسیون چقدر مهم است و ارزش واقعی در این کجاست؟
اگر بلاک چین و توکنیزاسیون را حذف کنید، متاورس تبدیل به یک بازی زیبا بدون مدل کسبوکار میشود. میتوانید میلیونها برای طراحی خرج کنید، اما بدون اقتصاد، این یک پروژه مرده است.
ارزش واقعی زمانی ظهور میکند که محیط دیجیتال به داراییهای واقعی و سناریوهای کاربر متصل شود. آواتارهای NFT، اقلام درون بازی، بلیطهای توکنیزه شده یا گذرنامههای دسترسی - همه اینها نه فقط یک "اثر شگفتی" بلکه کانالهای کسب درآمد و حفظ جدید ایجاد میکنند.
ما دیدهایم که بسیاری از شرکتها دقیقاً به این دلیل شکست خوردهاند که "دنیاها را به خاطر دنیاها" ساختند. رویکرد ما متفاوت است: ابتدا میپرسیم متاورس چه مشکل تجاری را حل میکند، اقتصاد کجاست و این چگونه به بازار متصل میشود. تنها پس از آن بخش فنی را میسازیم.
شما از سال 2021 با پروژههای متا در Innowise کار کردهاید. چه چیزی کار کرد و چه چیزی کار نکرد؟ در این مدت چه نتایجی گرفتهاید و چه چیزی را قطعاً تکرار نمیکنید؟
نتیجهگیری اول - نمیتوانید با متاورس به عنوان یک "محصول مستقل" رفتار کنید. همیشه بر روی چیزی ساخته میشود: یک انجمن، برند، مدل کسبوکار. اگر آن "چیزی" وجود نداشته باشد، پروژه از روز اول مرده است.
ثانیاً، سهبعدی و طراحی شگفتانگیز خودشان ارزش ایجاد نمیکنند. مشتریان برای زیبایی پول نمیپردازند؛ آنها برای تعامل، رشد LTV و کانالهای کسب درآمد جدید پول میپردازند. به همین دلیل است که ما همیشه از هدف شروع کردیم، نه از تصاویر زیبا.
ثالثاً، کسانی که زنده میمانند تیمهایی با تجربه واقعی دارند. از سال 2021، ما یک رویه ساختهایم که در آن توسعهدهندگان بلاک چین، طراحان بازی، طراحان UI/UX، هنرمندان سهبعدی و مدیران پروژه به عنوان یک واحد محصول کار میکنند. این فقط "همه چیز خود را میدانند" نیست، بلکه همه میفهمند چرا ما این کار را انجام میدهیم و چگونه پس از راهاندازی عمل خواهد کرد.
چه چیزی را تکرار نمیکنم؟ ساخت "دموها به خاطر دموها." این منابع و افراد را میسوزاند. یا به تولید میرویم یا اصلاً نمیرویم.
همان اصل در زمینههای دیگری که نظارت میکنم کار میکند - از راهحلهای سازمانی تا پروژههای توکنیزاسیون - ما همیشه از هدف تجاری شروع میکنیم، نه از تصویر. به همین دلیل است که وقتی با شرکا و سرمایهگذاران صحبت میکنیم، همیشه پروژههایی را به آنها نشان میدهیم که از قبل درآمد تولید میکنند - نه اسلایدها، بلکه اعداد.
امروز، بسیاری از سرمایهگذاران پس از موج تبلیغات نسبت به متاورس بدبین هستند. چگونه آنها را متقاعد میکنید که این مسیر ارزش توجه آنها را دارد؟
بدبینی یک واکنش عادی پس از یک حباب است. "دموهای بیش از حد به خاطر دموها" و ارائهها بدون محصولات در بازار بیش از حد بودند.
ما با کلمات متقاعد نمیکنیم، با اعداد متقاعد میکنیم. اگر متاورس تعامل را X درصد افزایش دهد، هزینههای جذب مشتری را کاهش دهد، یا یک مجموعه NFT را به مکانیک کاری تبدیل کند، سرمایهگذاران به وعدههای زیبا نیاز ندارند. آنها نتایج را میبینند.
استدلال دوم زمانبندی است. در سالهای 2021-2022، همه با "آینده" بازی میکردند. در سال 2025، واضح شد: توسعه متاورس تبلیغات نیست، این زیرساختی است که در فرآیندهای واقعی ساخته شده است، از سرگرمی و ورزش گرفته تا آموزش و خردهفروشی. سرمایهگذارانی که این را درک میکنند اکنون وارد میشوند، در حالی که بازار هنوز در حال پاک کردن بازیکنان ضعیف است.
شما ذکر کردید که پروژههای موفق متاورس باید یک هدف تجاری واضح داشته باشند. شما این رویکرد را در Innowise برای فرآیندهای خود با ایجاد یک ماژول HRM همهجانبه برای فرآیند ورود اعمال کردید. هدف پشت آن چه بود و چه نتایجی به همراه داشت؟
ماژول HRM به عنوان راهی برای تطبیق فرآیند ورود با سرعت یک شرکت فناوری شروع شد. PDF های ثابت و اسلایدها به ندرت فرهنگ یا زمینه را منتقل میکنند. ما یک محیط سهبعدی ساختیم که در آن تازهواردها میتوانند تیمها، فرآیندها و ارزشها را از طریق سناریوهای تعاملی کاوش کنند. این هفتههای اول را واضحتر و جذابتر میکند و نشان میدهد که ابزارهای همهجانبه میتوانند ارتباطات داخلی را بهبود بخشند، نه فقط بازاریابی یا بازی. پس از اینکه مفهوم را به صورت داخلی تأیید کردیم، یک سوال ساده پرسیدیم: اگر غوطهوری به همکاران جدید کمک میکند ما را سریعتر درک کنند، چرا نباید به مشتریان بالقوه کمک کند همین کار را بکنند؟
به دنبال آن ایده، شما شخصاً توسعه یک پلتفرم ارائه شرکت همهجانبه را رهبری کردید که اکنون جایگزین یک وبسایت سنتی شرکتی میشود. این پروژه چگونه شکل گرفت و نقش شما در آن چه بود؟
من به عنوان مالک محصول برای پروژه عمل کردم و بر طراحی و عملکرد نظارت داشتم. هدف فراتر رفتن از صفحات ثابت شرکتی و ایجاد یک دوقلوی دیجیتال زنده از شرکت بود. بازدیدکنندگان میتوانند از پروژههای ما "عبور کنند"، موارد استفاده را کاوش کنند و با دموهای محصول در زمان واقعی تعامل داشته باشند. برای مشتریان، این خدمات انتزاعی را به تجربیات ملموس تبدیل میکند؛ برای ما، این یک اثبات کاری است که ابزارهای همهجانبه میتوانند اعتماد را تقویت کنند و چرخه فروش را کوتاه کنند.
شما Innowise را در رویدادهای فناوری بزرگی مانند GITEX در دبی، هفته آموزش در سئول و اجلاس استیکینگ در بانکوک نمایندگی کردهاید. چنین کنفرانسهایی چه چیزی برای کار و تیم شما به ارمغان میآورند؟
هر رویداد ارزش خاص خود را دارد. در GITEX، ما ارائه دادیم که چگونه راهحلهای XR و Web3 میتوانند از فرآیندهای سازمانی پشتیبانی کنند، در حالی که در بانکوک موارد استفاده عملی برای توکنیزاسیون و تعامل NFT را بحث کردیم. این پلتفرمها درباره دید نیستند - آنها درباره اعتبارسنجی هستند. بلافاصله میبینید که آیا ایدههای شما در مقابل مخاطبی که واقعاً فناوری را درک میکند مقاومت میکنند یا نه.
یک بعد انسانی نیز در آن وجود دارد. وقتی تیم ما ما را در صحنههای بینالمللی میبیند که صحبت میکنیم، این امر تقویت میکند که ما بخشی از یک جنبش جهانی هستیم، نه فقط یک پیمانکار محلی. این غرور و احساس تعلق ایجاد میکند. برای من، این به اندازه هر سرنخ تجاری که ممکن است تولید کنیم مهم است.
حضور عمومی در کنفرانسهای بینالمللی علاوه بر لوگوها در ارائهها چه چیزی به شما میدهد؟
ما برای عکسها و لوگوها در نمونه کارهایمان به کنفرانسهای جهانی نمیرویم. فقط "حاضر شدن" فایدهای ندارد. اگر محصول و تخصص نداشته باشید، بلافاصله نمایان میشود.
برای ما، سه چیز است. اول دسترسی به بازار است: جایی که تصمیمات گرفته میشود، جایی که به دنبال شرکا و پیمانکاران هستند. دوم اعتبارسنجی است: شما ایدههای خود را بر روی مخاطبی آزمایش میکنید که فناوری را عمیقتر از بسیاری از مشتریان درک میکند. سوم تیمسازی است. وقتی افراد شما ما را در صحنههای جهانی میبینند که درباره متاورس بحث میکنیم، میفهمند که ما یک پیمانکار محلی نیستیم، ما بخشی از یک جنبش جهانی هستیم.
این امر اعتماد را هم به ما به عنوان یک شرکت و هم به محصولاتی که ایجاد میکنیم، ایجاد میکند.
بازار متاورس به کجا میرود و شما چه موقعیتی را در آینده در آن قصد دارید بگیرید؟
چند سال آینده سخت خواهد بود. از صدها پروژه، فقط تعداد انگشت شماری زنده میمانند. بقیه به عنوان ارائههای زیبا و بیانیههای مطبوعاتی بایگانی شده باقی میمانند. بازار در حال بلوغ است: انتظار ندارد "اثرات شگفتی" بلکه خدمات پایدار، یکپارچهسازیها و اقتصاد واضح را انتظار دارد.
کسانی که برنده میشوند میدانند چگونه سه چیز را ترکیب کنند: پایه فناوری، تیمهای چندکاره و مدل کسبوکاری که در بازار واقعی ساخته شده است. بقیه سر و صدای موقتی است.
برای ما، این به معنای یک استراتژی بسیار واضح است: ما "دنیاهای آینده" انتزاعی نمیسازیم، ما محصولاتی میسازیم که امروز کار میکنند.


